نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
39او فریاد برآورد: من مسلمانم، من اسلام دارم، من یهودی و نصرانی نیستم!
گفتند: چون تو مرد متمکنی بودی و استطاعت از حج را داشتهای و حج بجای نیاورده مُردهای، بر دین اسلام نمردهای؛ إن شِئتَ یَهودیًّا و إن شِئتَ نَصرانیًّا.1
او گفت: سوگند به خدا من مسلمانم و اعمالم چنین و چنان بوده است، نماز میخواندهام، وجوهاتِ اموال خود را میدادهام، به فقرا و مستمندان مساعدت میکردهام و دربارۀ خلق خدا ترحم مینمودهام.
گفتند: اینها بهجای خود؛ ولی چون حج بجا نیاوردهای، خداوند متعال تو را از زمرۀ مسلمین بهحساب نمیآورد؛ و هر کس مستطیع باشد و حج نکند، عاقبتِ امر او همینطور خواهد بود.
آنها شروع کردند به عذاب نمودن که این بیچاره فریاد کشید: ای امام حسین! آخر اینهمه من مجالس روضهخوانی تشکیل میدادم و اینهمه در عزای شما شرکت میکردم، آیا سزاوار است که مرا در این موقع تنها و غریب بگذارید؟!
در اینحال فوراً حضرت سیدالشهدا علیه السّلام حاضر شدند و گفتند: درست است آنچه میگویی؛ ولی چون عمداً حج واجب را به تأخیر انداختهای تا مرگ گریبانت را گرفته است، فلهذا در حکم خدا و سنّت الهیه چنین جاری شده است که بر آیین اسلام نمیری! و من فقط برای تو یک کار میتوانم بکنم و آن این است که شفاعت در نزد خدا کنم تا به تو عمر دهد و حج خودت را انجام دهی، آنوقت به دین اسلام خواهی مُرد. حضرت فرمودند: من اینک شفاعت کردم و خداوند سی سال به تو عمر داد؛ حَجّت را بجای بیاور.
آن مرد میگوید: من چشمان خود را باز کردم، دیدم در قبرستانِ تاریک تنها هستم و فقط یک قاریِ قرآن بر بالای سر نشسته و قرآن تلاوت میکند؛ او همینکه خواست وحشت کند گفتم: مترس، من زنده هستم! اقوام و ارحام و فرزندان آمدند، و حیات ما برای آنها آنقدر لذتبخش بود که قابل توصیف نیست.
من آمادۀ تهیۀ مقدمات حج بیتاللَهالحرام شدم، هنوز سر سال نرسیده بود که
- ترجمه: «اگر بخواهی یهودی و اگر بخواهی نصرانی!» (محقق)
