نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
41او گفت: قضیۀ من این است که حج بر من واجب شده بود اما نرفتم و مبتلا به سکته شدم. موقع مردن، دیدم زن و بچههایم دارند بر سرشان میزنند؛ ملائکه آمدند و به من گفتند: ”چون حج انجام ندادهای، جانت را بر نحلۀ اسلام نمیگیریم؛ یا یهودیت را انتخاب کن یا نصرانیت را!“ من هم گفتم: ”هیچکدام را انتخاب نمیکنم!“ و هرچه گفتند، باز هم گفتم که انتخاب نمیکنم.
تا اینکه بهواسطۀ شفاعت حضرت زهرا سلام اللَه علیها به من مهلت دادند؛ چون در منزلم در ایام فاطمیه روضه میگرفتم. و حضرت فرمودند: ”به او چند سال مهلت بدهید تا برود.“ لذا من دوباره برگشتم و حالا هر سال میروم؛ یعنی نهتنها آن سال به هر جانکندنی بود رفتم و حج را انجام دادم، بلکه هر سال میروم.
وضعیت این شخص، باز مقداری بهتر از شخص قبلی بوده است.
حکایت چهارم و پنجم: وضعیت تارک حج هنگام احتضار
همچنین، یکی از بستگان ما مورد دیگری را نقل میکرد و میگفت:
خود من بالای سرِ جنازهای بودم که هنگام وفات و احتضار، مدام تکرار میکرد: ”یهودیًّا، نصرانیًّا؛ یهودی، نصرانی!“ و اصلاً به وضع خودش شاعر نبود؛ مدام این دو جمله را میگفت و بعد هم فوت کرد. این شخص هم حج انجام نداده بود.
خود شخصِ ناقل که معمّم و سنّش حدود هفتاد سال و از معاریف ـ یعنی از افراد معروف و مشهور ـ است، این جریان را برای بنده نقل کرد و الآن هم در قید حیات است. خیلی از این موارد وجود دارد و اتفاقاً قضیهای است که شهادتِ شهود بر آن دلالت دارد.»1
«مسئلۀ حج، مسئلۀ خیلی مهمی است و خلاصه، سرّی در آن نهفته است که اگر شخصی بتواند برود ولی نرود، کأنّ مسلمان از دنیا نرفته است. مسئله اینقدر مهم است.
یک مورد در فامیل دور ما اتفاق افتاده بود که هنگام فوت یک نفر، خود افرادی که دوروبر او بودند، دیدند که آن شخص رو به آنها کرد و گفت:
- سایت مکتب وحی، دروس، فقه، حج، درس ٨٣. (آیةاللَه طهرانی)
