اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 1

مقدمات و مبانی حج

3٬535
فقه واصول
جلد ها

کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهم‌السلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان می‌دهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کرده‌اند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 1

46
  • تأخیر و مسامحه مشمول روایات سابق‌الذّکر خواهد شد.1

  • و حاکم اسلام نیز باید نهایت کوشش خود را جهت ارسال این‌گونه افراد مبذول دارد تا مبادا خدای‌ناکرده این فریضۀ مهم از مستطیعین و متمکّنینِ به حج فوت گردد، که چه‌بسا با تحقق فوت غیر متوقع، حسرت انجام این فریضه برای آنها باقی بماند.

  • مرحوم کلینی با سند خود از عبداللَه بن سِنان از امام صادق علیه السّلام روایت می‌کند که حضرت فرمودند:

  • لَو عَطَّلَ النّاسُ الحجَّ لَوَجَبَ عَلَی الإمامِ أن یُجبِرَهُم عَلَی الحجِّ إن شائُوا و إن أبَوا؛ فَإنّ هَذَا البَیتِ إنّما وُضِعَ لِلحَجّ.2

  • ”اگر مردم حج را کنار بگذارند و اهتمام شایسته به انجام آن نشان ندهند، بر حاکم اسلامی واجب است افرادی را الزام کند و به حج بفرستد، چه‌اینکه با رضا و رغبت توأم نباشد؛ به‌درستی‌که این خانه براساس مناسک حج بنا نهاده شده است.“

  • و همین‌طور برای افراد مستطیع که قدرت بر إتیان به حج را در سال‌های پس از حج واجب دارند، باید راه و مسیر حرکت به مکه دائماً باز باشد و هیچ‌گونه ضیق و محدودیتی و انحصاری به‌هیچ‌وجه من‌الوجوه برای انجام این تکلیف وجود نداشته باشد.

  • تشریع فرائض براساس توان ضعیف‌ترین افراد

  • احمد بن محمد بَرقی در کتاب شریف محاسن از هِشام بن سالم از امام صادق علیه السّلام روایت می‌کند که حضرت فرمودند:

  • ما کَلَّفَ اللَهُ العِبادَ إلّا ما یُطیقونَ؛ إنّما کَلَّفَهُم فِی الیَومِ و اللَّیلَةِ خَمسَ صَلَواتٍ...

    1. ← حرکت کرد و به‌سمت من آمد، و هنگامی که به من رسید با لبخند به من فرمود: ”خداحافظ، ما رفتیم!“
      ایشان فرمودند:
      فقط خدا می‌داند که در این سفر چه بر من گذشت!» (آیةاللَه طهرانی)
      رجوع شود به ص ٣٧.
    2. الکافی، ج ٤، ص ٢٧٢.
/ 693