نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
62من با خود میگویم چه داستانی در قضیۀ مکه است که امام علیه السّلام در شب قدر، از خدا تقاضا میکند که حج بیتاللَه را نصیب من کن؟! خب، این دعای شب قدر است! این قضیه و مسئلۀ حج چیست که اینقدر اهمیت دارد؟! امام علیه السّلام، اولین مسئلهای که مطرح میکند، حج است و بعد از آن است که میگوید مثلاً: رزق را چنین کن و دعاها را مستجاب کن و...؛ ولی اولین مطلبی که حضرت روی آن دست میگذارند، حج بیتاللَهالحرام است.
مقایسۀ نگرش معصومین علیهم السّلام و برخی علما به فریضۀ حج
آخر حضرت در این حج چه دیدهاند؟! همین چیزی را که ما دیدیم؟! که آن شخص ـ اسمش را نمیبرم ـ در مجلسی، در سن نودسالگی و در هنگام مرگ، افتخار میکند که: ”من در این مدت، مستطیع نشدم که حج بجا بیاورم!“1 آنهم چه کسی؟ مثلاً یک عالم و یک فقیه!
آیا آدم میتواند به او فقیه بگوید؟! فقیه یعنی کسی که فقه [به جانش نشسته باشد.] آیا این شخص، تا حالا این دعای شب قدر را نخوانده است؟! هر سال که حداقل در سه شب قدر این دعا را داریم؛ البته در جای دیگر هم میشود آن را خواند. پس او چه برداشتی از حج دارد که تازه افتخار میکند: ”ما مثلاً خیلی زاهد و عابد هستیم و پول جمع نکردیم که به مکه برویم!“ و حالا با افتخار میگوید: ”ما دیگر توفیق پیدا نکردیم و مستطیع نشدیم!“ این را کسی میگوید که هزاران مرید دارد و هرکدامشان اگر دستش را بگیرند، او را به حج میبرند؛ اما او با این دید به مسئله نگاه میکند.
در مقابل، امام معصوم در شب قدر از خدا تقاضا میکند که امسال توفیق زیارت بیتاللَه را پیدا کند، با اینکه ده دفعه هم رفته است. امام مجتبی علیه السّلام بیستوچهار یا بیستوپنج مرتبه به حج مشرّف شدند و اکثر این سفرها را از مدینه تا مکه پیاده طی کردند؛ درحالیکه مَواشی، شتران و اسبهای حضرت، جلوتر حرکت میکردند و بار میبردند و ایشان هم میتوانستند سوار شوند؛ اما حضرت این
- جامع فضل و فضیلت، ص ١١٠ و ١١١.
