نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
90پسرها فراهم کردی و برای آنها هم وسایل گرفتی؛ اگر در تهِ قضیه چیزی زیاد ماند و آنهم تا موقع أشهر حج، یعنی ماه شوال، دری به تخته نخورد و این پول هم صرف نشد، آنوقت حج واجب میشود! آقا، مسئله اینطور نیست.»1
بررسی ارکان تحقق استطاعت: زاد، راحله، صحت و امنیت
«از آیات قرآن اینطور استفاده میشود که مقصود از استطاعت برای حج، قوه و قدرت بر رفتن است؛ این قوه و قدرت هم طبعاً شرایط معلومی دارد:
اول: انسان باید بهنحوی برود که بتواند در این مسیر زنده بماند؛ کسی که میخواهد به سفر برود، آب و هوا که نمیتواند بخورد! باید غذا و قُوتی داشته باشد که در طول سفر بتواند از آن ارتزاق کند.
دوم: باید صحت و سلامتی داشته باشد تا شرط إتیان در او فراهم شود.
تبیین شرط «تخلیة السّرب» و فلسفۀ کم بودن روایات ناظر بر آن (ت)
سوم: باید ”تخلیةُ السّرب“ باشد؛ یعنی راه، مناسب و امن باشد تا بتواند برود؛ چون تمام اینها موانع هستند. این یک مسئلۀ عادی است که اگر کسی بخواهد از جایی به جای دیگر برود و راه امن نباشد و امان وجود نداشته باشد، طبعاً به مقصد نخواهد رسید؛ پس شرط مهم، همان مسئلۀ تخلیةُ السّرب است.2
- عنوان بصری، ج ٦، ص ٥٤٤. (آیةاللَه طهرانی)
- سایت مکتب وحی، دروس، فقه، حج، درس ٦:
«پانزده تا بیست روایت داریم که همگی میگویند: ”زاد و راحله“ و هیچکدام از آنها تخلیۀ سرب را نمیگویند؛ ولی سه روایت هم داریم که میگویند تخلیۀ سرب هم باید باشد.* این سه روایت برای چیست؟ برای اینکه تخلیۀ سرب یک امر بدیهی است و گفتن ندارد که حالا من بگویم: حتماً سرب هم باید تخلیه داشته باشد! هر بچهای هم میفهمد که بالأخره باید راه باز باشد و نمیتوان از راه بسته رفت؛ ما که کبوتر نیستیم تا بال بزنیم و از مرز رد شویم! اگر مرز بسته باشد، طبعاً آدم نمیتواند برود و بعد هم او را میگیرند و میگویند: ”آقا، داری قاچاقی [و غیر قانونی] میروی و چه کار میکنی.“ یا اگر وسیله نباشد یا مثلاً سُلطات** جلوگیری کنند ـ منبابمثال عربستان مرز را ببندد ـ آدم از کجا میخواهد وارد شود؟ آدم که نمیتواند زیرزمینی نَقب*** بزند. باید از یکی از همان حدود و مرزها برود.
این مسئله برای آن است که چنین ذهنیتی برایمان پیدا نشود که مطلب را نسبت به قضیۀ تخلیۀ سرب خیلی وسیع بگیریم و بگوییم: ”حالا اسم مینویسیم و تا ده سال دیگر نوبتمان میشود؛ لذا ←
