اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 1

مقدمات و مبانی حج

3٬535
فقه واصول
جلد ها

کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهم‌السلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان می‌دهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کرده‌اند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 1

98
  • 1

    1. ← ببینید! حضرت اول نگفتند که سوار رُکوب شود، بلکه از همان اول گفتند پیاده برود. اتفاقاً حضرت در اینجا قضیه را برعکس بیان کرده‌اند.
      بعد راوی می‌گوید: قُلتُ: لا یَقدِرُ عَلَی المَشیِ؛ ”نمی‌تواند پیاده برود.“
      حضرت می‌فرمایند: یَمشی و یَرکَبُ؛ ”کمی پیاده برود و کمی سوار شود.“
      این برعکس چیزی است که ما می‌گوییم. راوی باز می‌گوید: قُلتُ: لا یَقدِرُ عَلَی ذَلِکَ، أعنی المَشیَ؛ ”نمی‌تواند این کار را بکند؛ یعنی هم پیاده برود و هم سوار شود.“
      حضرت می‌فرمایند: یَخدُمُ القَومَ و یَخرُجُ مَعَهُم؛* ”برود به قافله خدمت کند تا آنها هم او را سوار مرکبشان کنند.“
      یعنی دیگر پیاده نرود، بلکه او را هم سوار کنند؛ مثلاً برایشان آب بیاورد، لباس‌هایشان را بشوید یا کار دیگری انجام دهد. این در مورد راحله است. با این حساب، شما از همین روایت، مسئلۀ زاد را هم می‌فهمید و قضیۀ آن نیز روشن می‌شود.
      بنابراین، وقتی امام علیه السّلام می‌فرماید منظور از ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾ این است که پیاده برود و اگر نتوانست، بخشی را پیاده و بخشی را سواره برود و اگر این را هم نتوانست، طوری برود که سوارش کنند؛ یعنی بالأخره باید برود. حضرت در این روایت می‌خواهند بفرمایند که: ”آقا، بیخود نیایی بگویی فلان و بهمان! بلکه باید حج را به هر نحوی شده بروی؛ اگر می‌توانی، پیاده؛ نمی‌توانی، کمی پیاده و کمی سواره؛ آن را هم نمی‌توانی، با خدمت به دیگران و سوار شدن.“ به هر قسمی که شده، باید بروی.
      دیگر امام علیه السّلام با چه بیانی بگوید که حج، واجب مطلق است؟! دیگر چطور بگوید؟! اگر امام بخواهد بگوید این حج، واجب مطلق است و به هر نحوی باید رفت، با وجود بیانی که در این روایت هست، چگونه می‌تواند صریح‌تر از این، مسئله را بیان کند؟! با اینکه حضرت می‌فرمایند: ”هو واجبٌ علیٰ أدنَی القَوم“** دیگر چطور می‌تواند این مسئله را تفسیر کند؟!» (آیةاللَه طهرانی)
      * تهذیب الأحکام، ج ٥، ص ١٠.
      ** عیون أخبار الرّضا علیه السّلام، ج ٢، ص ٩٠:
      «... و عِلّةُ فَرضِ الحَجِّ مَرَّةً واحِدَةً لِأنَّ اللَهَ عزَّ وَ جلَّ وَضَعَ الفَرائِضَ علیٰ أدنَی القَومِ قوَّةً، فَمِن تِلکَ الفَرائِضِ الحَجُّ المَفروضُ واحِدٌ؛ ثُمَّ رَغَّبَ أهلَ القوَّةِ علیٰ قَدرِ طاقَتِهِم... .» ترجمه:
      «و علت واجب شدن حج فقط برای یک بار، آن است که خداوند عزّ و جلّ واجبات را براساس تواناییِ ضعیف‌ترین افراد قوم قرار داده است. بنابراین، حج یکی از آن واجباتی است که یک بار واجب شده؛ سپس، خداوند متعال افراد توانا را به اندازۀ ظرفیتشان [به انجام بیش از یک بار] ترغیب نموده است.» (محقق)
/ 0