نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
102انسان آب بنوشد و مستحب است که به سر و بدن خود نیز بریزد.1 ما وقتی به حج میرفتیم، آب را روی خودمان خالی میکردیم و کاملاً خیس میشدیم. در آن سفر اولی که با مرحوم والد به حج رفتیم ـ که من حدود شانزدهساله بودم و ایشان هم در روح مجرّد آوردهاند ـ رفقا به ایشان میگفتند: ”آقا شما بریزید!“ آن زمان شیر آب در خود مسجدالحرام بود و مانند الآن نبود. ایشان کاسه و ظرف را پر میکردند و روی سر ما میریختند و یکییکی ما را خیس میکردند؛ بعد دومی و سومی و چهارمی! وقتی که کاملاً مانند کسی که استحمام کرده است میشدیم، نفر بعدی میآمد. اینطور سرِکیف طوافمان را میکردیم، سَعیمان را انجام میدادیم و میفهمیدیم قضیه چیست و چیزی متوجه میشدیم.
اکنون میگویند سریع طواف و سعی را انجام بده و بعد هم میگویند: ”از دست این طواف و اعمال خلاص و راحت شدیم!“ خب، اینکه نشد! واللَه قسم ائمۀ ما اینگونه حج انجام نمیدادند! قسم جلاله میخورم و روز قیامت بیایید جلوی مرا بگیرید؛ واللَه آنان اینطور انجام نمیدادند!
توصیۀ امام باقر به امام صادق علیهما السّلام در طواف به خسته نکردن خود
امام صادق علیه السّلام نوجوان بودند و داشتند طواف میکردند؛ امام باقر علیه السّلام هم نشسته بودند. امام صادق مدام طواف میکردند و از سر و روی آن حضرت همینطور عرق میریخت. امام باقر صدایشان کردند: ”بیا اینجا.“ ایشان آمدند. اگر در بعضی از عبارات اشتباه نکنم، فرمودند:
یا بُنَیَّ، إنّ اللَهَ إذا أرادَ بِعَبدٍ عَملًا یَرضیٰ بِالأقلّ؛2 ”اگر خدا از عبد و بندۀ خود
- وسائل الشّیعة، ج ١٣، ص ٢٤٥ و ٢٤٦ و ٤٧٢ ـ ٤٧٤.
- الکافی، ج ٢، ص ٨٦ و ٨٧:
«عَن أبیبَصیرٍ عن أبیعَبدِاللَهِ علیه السّلام، قالَ: مَرَّ بی أبی و أنا بِالطّوافِ و أنا حَدَثٌ و قد اجتَهَدتُ فی العِبادَةِ، فَرَآنی و أنا أتَصابُّ عَرَقًا؛ فَقالَ لی: یا جَعفرُ، یا بُنَیَّ! إنّ اللَهَ إذا أحَبَّ عَبدًا أدخَلَهُ الجَنّةَ و رَضِیَ عَنهُ بِالیَسیرِ.» ترجمه: ←
