اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 2

اسرار و احکام حج

5٬883
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه می‌پردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح می‌دهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگی‌های پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبه‌های پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید می‌ورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 2

122
  • 1

    1. ← خواستم! گویا خود شما مشرّفید.
      باری:
      إلَیکَ قَصدِی لا لِلبَیتِ و الأثَرِ *** و لا طَوافِی بِأرکانٍ و لا حَـجَرِ
      صَفاءُ دَمعِی الصَّفَا لِی حِـینَ أعبُرُهُ *** و زَمزَمِی دَمعَةٌ تَجرِی مِنَ البَصَـرِ
      عِرفانُکُم عَرَفاتِی إذ مُنایَ مِنیٰ *** و مَوقِفی وَقفَةٌ فِی الخَوفِ و الحَذَرِ
      و فیکَ سَعیِی و تَعمیرِی و مُزدَلَفِی *** و الهَدْیُ جِسمِی الّذِی یُغنِی عَنِ الجَزَرِ
      و مَسجِدُ الخَیفِ خَوفِی مِن تَباعُدِکُم *** و مَشعَرِی و مَقامِی دُونَکُم خَطَرِی
      زادِی رَجائِی لَکُم وَ الشَّوقُ راحِـلَتِی *** و الماءُ مِن عَبَراتِی و الهَویٰ سَفَرِی*
      باری:
      اُصَلِّی فَأشدُو حِـینَ ألهُو بِذِکرِها *** و أطرَبُ فِی المِحرابِ و هِیَ أمامِی
      و بِالحجِّ إن أحـرَمتُ لَبَّیتُ بِاسمِها *** و عَنها أرَی الإمساکَ فِطرَ صِیامِی**
      امید است در این چند روزه نیز عنایات حضرت باری مستدام باشد و برای شما نیز دعاهایی بنماییم، خدمت همۀ احبّه و اعزّه به عرض سلام مصدّعم.
      والسّلامُ علیکُم و رحمةُ اللَهِ و برَکاتُه‌
      سید محمدحسین حسینی طهرانی‌
      ٢/ ذوالحجة/ ١٣٩٢»
      * محاضرة الأبرار و مسامرة الأخیار، ج ١، ص ١٨٣، به نقل از أباعبداللَه احمد بن محمد بن احمد شیرازی، با قدری اختلاف. ترجمه:
      «قصد من تویی، نه کعبه و آن آثار؛ و طوافم نه بر گِرد رکن‌ها و سنگ‌هاست.
      صفایِ اشک من، همان صفایِ من است، آنگاه که از آن می‌گذرم؛ و زمزم من، اشکی است که از دیدگانم جاری است.
      معرفت شما عرفات من است، و آرزوهایم همان مِنای من است؛ و موقف من، ایستادنی در مقام خوف و حذر است.
      سعی من و عمرۀ من و مزدلفۀ من، همه در راه توست؛ و قربانی من، این جسم من است که از ذبح شدن بی‌نیازم می‌سازد.
      مسجد الخیف برای من، همان خوف من از دوری شماست؛ و مشعر و مقام من، در غیاب شما، مایۀ خطرِ من است.
      توشۀ راهم، امیدم به شماست و اشتیاق، مَرکبِ من است؛ و آبِ [راهم] از اشک‌هایم، و عشق، سفرِ من است.» (محقق)
      ** دیوان ابن‌فارض، ص ١٨٩، با قدری اختلاف. ترجمه:
      ««نماز می‌خوانم، اما آنگاه که با یاد او سرمست می‌شوم، آواز می‌خوانم؛ و در محراب به‌وجد می‌آیم، درحالی‌که او در برابر من است.
      و در حج، اگر مُحرِم شوم، به نام او لبیک می‌گویم؛ و خودداری کردن از یاد او را، به‌منزلۀ افطار کردن روزه‌ام می‌دانم.» (محقق)
/ 693