نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
126را کسی میزند که اصلاً فهمی از دین ندارد! آن کسی که فهمی از دین دارد میگوید: ”باید در کعبه زن و مرد با یکدیگر طواف کنند.“ همانطورکه اکنون طواف انجام میدهند، در زمان ائمه علیهم السّلام هم همینطور بود. اگر چنین قراری بود، خود پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم میفرمودند آنها را جدا کنید؛ مسئلۀ مهم و شقالقمر که نبود! میتوانستند بگویند: ”از صبح تا ظهر زنها بیایند و از ظهر تا شام مردها طواف کنند. یا دو ساعت آنها و دوساعت اینها.“ یا در زمان ائمۀ علیهم السّلام میتوانستند این کار را بکنند. حتی خلفا هم نسبت به این قضیه مخالفتی نداشتند که بخواهند زن و مرد را جدا کنند.
این مسئلهای که تابهحال بوده، چه چیزی را میرساند؟ این را میرساند که اینجا فضایی است که در آن اصلاً نباید به رجولیّت و انوثیّت توجه شود؛ فقط در اینجا باید به مسئلۀ توحید و اینکه انسان دارد دور ”او“ میگردد و طواف میکند، توجه شود و هیچ نباید به انوثیّت و رجولیّت و اینکه این مرد است و آن زن، این پیر است و آن جوان، این بچه است و آن بزرگ توجه شود.
تفاوت مکه و مدینه در غلبۀ جنبۀ توحیدی
این فضا، فضایی است که در آن، جنبۀ ماهیتها و کوچکوبزرگی برداشته میشود؛ لذا این قضیه در مدینه نیست. مسجد پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم هرچه میخواهد باشد و هر موقعیتی میخواهد داشته باشد، حکم آن مانند سایر امکنه و مساجد است و این جهت در آن نیست.
آن جنبۀ توحید و غلبۀ توحید مربوط به مکه است و این قضیه در مدینه نیست. وقتی اینطور باشد، انسان میبیند که عجب! این روایت، روایتی صحیح و درست است و دقیقاً به هدف زده است؛ درحالیکه میبینیم وقتی افراد دیگر به این روایت برمیخورند، بهراحتی آن را کنار میگذارند و میگویند: ”اینها مخالف با اصول و قواعد است!“ روایتی را که از امام علیه السّلام آمده است، ما نمیتوانیم به این راحتی کنار بگذاریم؛ اگر این روایت، روایتی است که شرایط صحت و حجیّت در آن تمام است، باید آن را پذیرفت و بهدنبال راهحل برای توجیه آن برآمد. خلاصه، این
