نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
130فرق داشت؛ مواد مذاب بود و طبقاتی که اکنون هم وجود دارد، با همین کیفیت مخصوصِ خود در همانزمان هم بوده است؛ ولی تمام روی زمین را آب گرفته بود. دلیل بر این مسئله هم وجود آثاری است که ما اکنون میبینیم.
ما خودمان در سابق ـ حدود سی سال پیش ـ وقتی به همین کوه نزدیک قم ـ که کوه خضر است یا کوههای آنطرفتر ـ میرفتیم، یادم است که از بالای کوهها [فسیل] گوشماهی جمع میکردیم! الآن هم من مقداری از آن را دارم؛ یعنی در بالا و قلۀ کوه [فسیل] گوشماهی بود و در آنجا آثار حیات مائیه مشاهده میشد. یا گاهی اوقات ما با دوستان به بعضی از ارتفاعات اطراف مشهد ـ که آنزمان نزدیک مرز شوروی سابق بود ـ میرفتیم؛ تمام قلههای کوهها مملوّ از همین اشیای فسیلشدۀ دریایی بود و اکنون هم هست و موجود است.
کعبه، اولین نقطۀ خشکی و مبدأ دحوالأرض
تمام روی زمین آب بود و اولین نقطۀ خشکی که در زمین پدیدار شد، [زمین] کعبه بود؛ یعنی این خشکی از وسط کعبه شروع شد و بهواسطۀ بالا آمدن طبقۀ زیرین زمین و کنار رفتن و تبخیر شدن آبها، کمکم این خشکی گسترش یافت و قارهها بهوجود آمد؛ به آن روز، روز دحوالأرض میگویند؛ یعنی روز ٢٥ ذوالقعده،1 که زمین از اینجا شروع به تشکیل مناطق خشکی کرد و بهواسطۀ آن خصوصیات و فاصلههایی که بین اینها بهوجود آمد، همین دریاها شکل گرفت و قارهها و مناطق مختلف و خُلَل و فُرَج زمین پدید آمد.2 این [اهمیت] کعبه است.
تشکّل عالم مُلک از نقطۀ عبودیت (کعبه)
لذا مسئلۀ کعبه یک مسئلۀ اعتباری و قراردادی نیست، بلکه یک مسئلۀ واقعی است که خدای متعال نشو و نمای زمین خود را از کعبه قرار داده است؛ و این نکتۀ بسیار مهمی است که چگونه این نشو و نما باید از همانجایی باشد که ارادۀ او بر آنجا
- رجوع شود به الکافی، ج ٤، ص ١٤٩.
- رجوع شود به تفسیر فرات الکوفی، ص ١٨٥؛ الکافی، ج ٤، ص ١٩٠؛ من لا یحضره الفقیه، ج ٢، ص ٨٩ و ٢٤١ و ٢٤٢؛ مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٦٦٩.
