نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
131تعلّق گرفته است؛ ارادۀ خدا بر جایگاه و خانۀ خود تعلّق گرفته است و زمین هم باید از همانجا شروع شود و تکوّن زمین باید از هماننقطه بهوجود آید.
یعنی کل تشکّلِ مناطق مختلف در تمام دنیا باید از نقطۀ عبودیت و وحدت و اتصالِ جنبۀ مُلکی به جنبۀ ملکوتی شروع شود و از آنجا نشئت بگیرد؛ لذا باید ما از این نظر قدر مکه را بدانیم و قدر کعبه را بدانیم و نباید این بنا را یک بنای عادی تلقّی کنیم که مانند سایر ابنیه است.
جاهای دیگر هم ساختهاند و مانند آن هست؛ حتی ما به بعضی از جاها رفتیم و شنیدهام در هند هم هست و یا در همین ایران، بعضیها عبادتگاه خود را مانند کعبه درست کردهاند؛ و چنین امکنهای وجود دارد و ما در خدمت مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ هم رفته بودیم. یعنی ساختمانی به همین طول و عرض و ارتفاع کعبه ساخته شده است و آنجا را محل عبادت خودشان کردهاند؛ اما وقتی انسان در آنجا میرود و نگاه میکند و آن را با نگاه به کعبۀ واقعی مقایسه میکند، میفهمد که تفاوت از زمین تا آسمان است؛ با اینکه این همان سنگ است و با همان سنگ این بنا را میسازند، ولی مسئله بسیار تفاوت میکند.
تعلق ارادۀ الهی، منشأ اعتبار کعبه
مسئلۀ مکه و کعبه، یک مسئلۀ عادی نیست که ما با یک نظر عادی به آن نگاه کنیم و دیدگاه ما نسبت به آن مانند سایر جاها و سایر بناها، یک دیدگاه عادی باشد. از نظرِ سنگ بودن، این سنگ تفاوتی با سنگ دیگر ندارد؛ بر فرض شما این سنگها را هم خراب کنید و جای دیگر ببرید و اصلاً دوباره از اول این بنا را با آجر درست کنید، همان است و تفاوتی نمیکند؛ اگر شما این بنا را با آهن هم درست کنید، با گچ هم درست کنید، با خاک هم درست کنید، همین است؛ مسئله، مسئلۀ سنگ و مَلاط آن نیست که این ارزش و قیمت و اعتبار را به آن داده است؛ بلکه ارزش و اعتبار آن به تعلّقِ اراده و میل پروردگار است؛ یعنی میل پروردگار و ارادۀ پروردگار به این نقطۀ خاص تعلّق گرفته است و برای انسان در طول سال، از این موقعیتها پیش میآید.
مثلاً میگویند انسان باید در شب قدر این اعمال را انجام دهد؛ چرا؟ شب قدر که با سایر شبها فرق نمیکند؛ اگر ده ساعت است، شب قبل آن هم ده ساعت بود.
