نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
135و باید درضمن، کارهای روتین و افعال و اعمالی هم انجام دهند تا تکلیف ساقط شود. مسئله اینطور نیست! رفقا میخواهند به جایی بروند که خدا آنجا را برای پذیرایی مهمانان و بندگان خود انتخاب کرده است؛ و برای پذیرایی افرادی انتخاب کرده است که آنها را با غرضی در این دنیا آورده است، نه گترهای! همینطور قرعه نینداخته است که اسم فلانی درآید و او را خلق کند، بلکه او را روی حساب در این دنیا آورده است.
هدفمندی خلقت و حسابرسی دقیق الهی
ما که اکنون در این دنیا هستیم، به این معناست که برای تکتک ما نزد خدا و ملائکه یک پرونده و دفتر باز شده است؛ نباید بگوییم: ”خدا اینهمه خلایق دارد، دیگر کِی چشم او به ما میافتد!“ نه، به همانمقدار که خدا ازنظر اهمیت و موقعیت، به بالاترین فردی که روی زمین است توجه دارد و برای او حساب باز میکند و کار و برنامه دارد ـ که پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم است و بالاتر از او نداریم ـ به همانمقدار برای تکتک ما حساب باز کرده و پرونده درست کرده است؛ دفتر اول، دفتر دوم، کاغذ اول، ورق دوم، سوم، چهارم، تا اینکه این دفتر تمام شود!
روز قیامت میگویند: ”در صفحۀ ٣٩ چه نوشتهای؟ ما فلان کار را از تو دیدیم و در صفحۀ ٣٧ ثبت کردیم! شما در صفحۀ ٣٣ فلان عمل را در فلان روز و فلان ساعت انجام دادی.“ و با واقعیت مو نمیزند! تمام آنچه که خدای متعال برای هر کسی از عمر مقرّر کرده است، به تعداد هر روز یک ورق قرار داده است؛ از صبح که از خواب برمیخیزیم تا شب که میخواهیم بخوابیم؛ سطر اول، سطر دوم تا آخر؛ و این دفتر را در روز قیامت به دست ما میدهند. بنابراین خلقت ما خلقت گترهای نبوده است، بلکه براساسِ یک هدف و مسیری بوده است.
ضرورت حج و عدم جایگزینی آن با سایر اعمال
بنابراین چه عامل و نیازی بوده که خدا نگفته است بهجای حج، نماز بخوانید، روزه بگیرید، خمس و زکات بپردازید، انفاق کنید یا صلۀ رحم بجا آورید؟! خب، خدا میتوانست بگوید بهجای حج، این کارها را انجام بدهید!
چه نکتهای در این است که باید از یک مکان دور، از دورترین نقطۀ زمین ـ فرض کنید وسط قارۀ امریکا یا شهرهایی که درست مقابل مکه هستند و میتوان به دو سمت
