اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 2

اسرار و احکام حج

5٬883
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه می‌پردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح می‌دهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگی‌های پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبه‌های پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید می‌ورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 2

150
  • و چون آنان را بر امر توحید گواه گرفت؛ و آنها اقرار و اعتراف کردند به آنکه خداوند پروردگار صاحب عزّت و جلالت است؛ این عهد و پیمان را بر روی پوست نازکی نوشت و به این سنگ (حجرالأسود) خورانید! آگاه باش ای عُمر که این سنگ سیاه، دو چشم دارد و یک زبان و دو لب دارد و در روز قیامت گواهی به برخوردها و آمدن‌های مردم بدین‌جا می‌کند و این سنگ امین خدای عزّ و جلّ در این مکان است.

  • عُمر گفت: ای ابا الحسن! خداوند مرا در جایی که تو نباشی زنده نگذارد.“

  • ردّ علامه مجلسی بر اعتذار صاحب منهاج از کلام عمر

  • مجلسی ـ رضوان اللَه علیه ـ بعد از نقل این داستان فرموده است:

  • این داستان را غزالی در کتاب إحیاء العلوم آورده است1 و بُخاری و مُسلم در صحیحَین خود آورده‌اند ولی ذیل آن را که تنبیه امیرالمؤمنین به عُمر است نیاورده‌اند.2

  • و ابن‌تیمیه در منهاج السنّة3 از جانب عُمر اعتذار جسته که این گفتار عمر به حجرالأسود که تو نفعی و ضرری نداری، براساس حقیقت نبوده؛ بلکه روی مصلحت و سیاست بوده است؛ چون کافران و مشرکانی که تازه وارد در دین اسلام شده بودند و به عبادت احجار و تعظیم و تکریم سنگ‌ها به امید نفع و از ترس پیدایش ضرر خو گرفته و الفت داشتند، بسیار بودند؛ و این کلام عمر به جهت آن بود که آن مشرکان خود را شریف و عزیز ندانند و بدین عملشان برای خود مکانی رفیع و منزلتی عالی قائل نشوند.4

  • لیکن روایت ابن‌أبی‌الحدید این اعتذار را باطل می‌کند؛ زیرا بعد از آنکه حضرت، عمر را از سرّ بوسیدن و استلام کردن مطلع کردند و تأکید کردند که این سنگ دارای بهره و زیان است، عمر جهت اعتذارِ خود را در این کلامش بیان نکرد؛

    1. رجوع شود به إحیاء علوم الدّین، ج ٣، ص ٤٤٣.
    2. رجوع شود به صحیح مسلم، ج ٤، ص ٦٦ و ٦٧؛ صحیح البخاری، ج ٢، ص ١٦٠ و ١٦٢.
    3. این مطلب در بحار الأنوار از المنهاج آمده است که منظور المنهاج فی شرح صحیح مسلم از نَوَوی بوده است نه منهاج السّنة از ابن‌تیمیّه. واللَه أعلم. (محقق)
    4. المنهاج فی شرح صحیح مسلم بن الحجّاج، نووی، ج ٩، ص ٣٩٧.
/ 15