نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
171منظور از موسئی با موسئی، یعنی عالم کثرات. در آنجا باید احرام بیرنگی بست.
شما ببینید، نوع آن حضور در احرام با حضور در نماز تفاوت دارد. حضور در نماز حالت بیرنگی ندارد؛ بلکه فضای دیگری دارد. حضور در صوم حالت بیرنگی و بیتعلّقی را ندارد؛ بلکه آن هم فضای دیگری برای خود دارد.
اما در احرام، آن حضورِ بیتعلّقی در حرم پروردگار قرار دارد؛ و اگر فرضاً مسئلهای در میان نبود، خداوند میفرمود: آن دو تکه پارچۀ احرام را هم بردارید! یعنی کاملاً عریان. ولیکن این کار دیگر ممکن نبوده است و خداوند این یک مورد را نادیده گرفته است، وإلاّ میفرمود: اصل قضیه [همان حالت عریانی] است؛ [چنانکه دربارۀ مشرکین آمده است]: ﴿وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمۡ عِندَ ٱلۡبَيۡتِ إِلَّا مُكَآءٗ وَتَصۡدِيَةٗ﴾؛1 البته آنها هم که این کار را میکردند، براساس حسابی انجام میدادند؛ آنان میخواستند لباسی را که با آن گناه کردهاند، در آن حال بر تن نداشته باشند.2 یعنی گرچه کارشان غلط بود، ولی تفکرشان اینگونه بود.
بنابراین احرام، یعنی ورود در حرم خدا که آن حرم هیچ رنگ و تعلّقی ندارد؛ عالم عماء است؛ عالم وحدت است؛ عالم هوهویّت است؛ عالمِ لا اسمَ و لا رسمَ و لا کیفَ و لا کَمّ است؛ و عالم عدمِ هرگونه تعلقات است، چه تعلقات ممدوحه و چه تعلقات غیرممدوحه.
لزوم حفظ حالت بیتعلّقی و پرهیز از امور متضاده
اگر شخص محرم در هنگام لبیک گفتن، این حالت را در نظر آورد که وارد عالم
- سوره انفال (٨) آیه ٣٥. امام شناسی، ج ٨، ص ٣٠، تعلیقه ١:
«و نیست نماز ایشان در بیتالحرام مگر صفیر کشیدن و کف زدن.»*
مجمع البیان، ج ٤، ص ٨٣١: «قالَ ابْنُعبّاسٍ: كانَت قُرَيشٌ يَطوفونَ بِالبَيتِ عُراةً، يُصَفِّرونَ و يُصَفِّقونَ؛ ”ابنعباس [در تفسیر این آیۀ شریفه] گوید: قریش بر گِرد خانۀ کعبه برهنه طواف میکردند و سوت میزدند و کف میزدند.“» (محقق) - رجوع شود به أخبار مکّة، ازرقی، ج ١، ص ١٨٢؛ المفصّل فی تاریخ العرب قبل الإسلام، ج ٦، ص ٣٥٧.
- سوره انفال (٨) آیه ٣٥. امام شناسی، ج ٨، ص ٣٠، تعلیقه ١:
