اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 2

اسرار و احکام حج

5٬883
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه می‌پردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح می‌دهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگی‌های پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبه‌های پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید می‌ورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 2

174
  • 1

    1. ← کنید در مسجد شجره باشیم و نیت کنیم که مثلاً نگاه در آینه نکنیم. فرض کنید شما در مدینه هستید، یک روز به مسجد شجره می‌روید و در آنجا فقط نیت می‌کنید که نظر به مرآت نکنید. آیا با همین کار شما محرِم شده‌اید؟
      [بررسی قول دوم]: آنهایی که می‌گویند احرام عبارت است از امر مرکّب،٣ وضعشان از دیدگاه قبلی هم بدتر است. طبق نظر آنان یعنی اگر شخصی، مثلاً درحالی‌که ما همین الآن اینجا نشسته‌ایم، دو حوله، یکی به کمر و یکی به دوش بیندازد و بعد از نیت، لبیک هم بگوید: لبّیک اللَهمّ لبّیک، لبّیک لاشریکَ لکَ لبّیک؛ باید محرِم شود! چون لبیک گفتن، لبیک گفتن است! دیگر چه فرقی می‌کند؟ چه در میقات بگویید و چه در فیضیه بگویید، هر دو لبیک است؛ هر دو یک مسئله است و تفاوتی ندارد.
      اما چرا شما حالت احرام را در اینجا حس نمی‌کنید، درحالی‌که اجزاء احرام محقق شده است؟ یا اینکه بنا بر رأی دستۀ اول، آن احرام که همان امر بسیط و نیت بر ترک است، آن هم انجام شده است. اگر این‌طور است الآن من نیت بر ترک محرَّمات احرام می‌کنم، پس بنابراین باید محرم شوم! چرا مسئله این‌طور نیست؟ آن واقعیت احرام چرا محقق نمی‌شود و چرا ما در خود تحوّل و دگرگونی نمی‌بینیم؟ این عدم تحوّل و دگرگونی در خود، ناشی از چیست؟
      این همان نکته‌ای است که می‌خواهم به آن اشاره کنم و مطلب جدیدی را خدمت دوستان عرض کنم. به‌طور کلی دیدگاه فقیه باید بالاتر از آن سطحی برود که ما در کتب می‌بینیم که به تجزیه و تحلیل این‌گونه مطالب پرداخته‌اند.
      [نظر مؤلف]: چه در احرام، چه در صوم، چه در کل حج و چه در صلات که دربارۀ آن آمده است: ”أوّلهُ التّکبیرُ و آخِرُهُ التّسلیم“٤ در تمام اینها، حقیقت عبادت، یک حقیقت بسیطه است. نفسِ عبادت، عبارت است از ورود در فضای آن جنبۀ ملکوتیِ عبادت. این، همان نفسِ عبادت است.
      وقتی شما در هنگام تکبیر می‌گویید: اللَهُ أکبَر، چه حالت و وضعیتی در نفس خود ایجاد می‌کنید؟ این، آن نکته‌ای است که مغفول مانده است؛ یعنی اصل مطلب، وارد شدن در فضای حضور عندَ اللَه و عندَ الرّب و المعبود است؛ و آن حضور، با این شرایط و آداب و افعال و اذکار محقق می‌شود.
      اصل عبادت، آن حضور است؛ خود همان حضور. یعنی وقتی که مصلّی در ابتدا این حضور را احساس می‌کند، آن حضورِ خاص، عبارت است از همان ”حقیقت صلاتیّه“؛ و تحقق خارجیِ آن حقیقت صلاتیه، با تکبیر و تحمید و رکوع و سجود و امثال‌ذلک است، اما خود آن حقیقت صلاتیّه دیگر نمی‌تواند امری مرکّب باشد.
      پس اینکه در روایات داریم: ”أوّلهُ التّکبیرُ و آخِرُهُ التّسلیم“ این ناظر به آن مُحقِّق خارجیِ آن حقیقت ← 
/ 12