اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 2

اسرار و احکام حج

5٬883
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه می‌پردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح می‌دهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگی‌های پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبه‌های پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید می‌ورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 2

175
  • 1

    1. ← صلاتیّه است که باید در ابتدایش تکبیر و سپس سایر اجزاء باشد تا آن حضور، با کیفیت خاص و حمد خاص و حالت خاص، تحقق پیدا کند؛ نه با فحش و سب و دشنام و لاطائلات. بلکه باید این‌گونه حمد خدا را بجای آورد، این‌گونه حضور را محقق کرد، این‌گونه عبودیت خود را در سجود عرضه داشت، و این‌گونه تواضع خود را در رکوع به خدا نشان داد.
      اینها تماماً ملزومات یا لوازم این حضور هستند که این حضور عبارت است از آن حقیقت بسیطۀ واحدۀ غیرمرکبه. مُحقِّق خارجی این حضور، پرداختن به این لوازم است؛ اما خود آن حقیقت صلاتیه، یک حقیقت بسیطۀ غیرِ ذات‌الأجزاء است که جزء ندارد؛ یعنی تکبیر ندارد، بسم‌اللَه ندارد، رکوع ندارد، سجود ندارد و تشهد ندارد. چرا؟ چون معنا ندارد که شما برای آن حضور، قائل به ترکّب و جزئیت شوید.
      آن حقیقت عبارت است از ارتباط بین انسان و پروردگار؛ منتها در آن ارتباط، خط‌ومشی‌ای قرار داده شده است که مصلّی باید آن ارتباط خود را از طریق این خط‌ومشی دنبال کند؛ نه اینکه سرخود عمل کند و به‌جای دو رکعت بگوید: ”حالا حال خوشی پیدا کردم، چهار رکعت می‌خوانم!“ به او گفته می‌شود: بی‌خود حال خوشی پیدا کردی! یا به‌جای سه رکعت مغرب بگوید: ”می‌خواهم پنج رکعت بخوانم!“ پاسخ این است: بی‌خود حال خوشی پیدا کردی! او باید آن حضور را در خارج با همان سه رکعت محقق کند، ولی نفسِ عبادت، عبارت است از یک امر بسیط.
      ... همین مسئله در مورد احرام است. چرا ما اگر اکنون لبیک بگوییم، محرِم نمی‌شویم؟! مگر لبیک گفتن مساوی با احرام نیست؟! اگر ما نیت کفّ نفس از محرَّمات احرام کنیم، من‌باب‌مثال امروز، یعنی در روز سه‌شنبه، نیت کنیم که تمام محرَّمات احرام را اتیان نکنیم، آیا محرِم هستیم؟ این کار چه ارتباطی به احرام دارد؟! این صرفاً یک طریق، برنامه و مراقبۀ خاص است؛ مثلاً ما امروز خود را به شکل حجاج در آوریم و نیت ترک عطر کنیم! درحالی‌که این کار بسیار بد است. در احرام نباید عطر بزنند،٥ اما عطر زدن در حالت عادی مستحب مؤکد است.٦ پس با این کار بیجا خیلی هم کار بیهوده‌ای می‌کنیم. درصورتی‌که، در حالت عادی باید عطر زد و به سایر مستحبات نیز حتماً باید پرداخت.
      اینها مسائلی است که برای محرم در حج، مورد خاص است. مسئلۀ احرام همین است. پس آیا ما با انجام این کارها در اینجا محرم شده‌ایم؟! نه! چون ما در آن فضای روحانیِ خاص قرار نگرفته‌ایم.» (آیةاللَه طهرانی)
      ١) به‌عنوان‌نمونه رجوع شود به رسائل المحقّق الکرکی، ج ٢، ص ١٥١؛ رسائل الشّهید الثّانی، ج ١، ص ٣٣٦؛ هفده رساله، مقدّس اردبیلی، ص ٤٢٢.
      ٢) جهت اطلاع از شرائط و تروک احرام، رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ١٢، ص ٣١٣ ـ ٥٦٥. ←
/ 12