نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
176حقیقت احرام و ارتباط آن با فضای بیتعلّقی و مقام احدیت
احرام ورود در فضای عدم تعلقِ حریم توحید و احدیت ـ نه واحدیت ـ است؛ که پس از آنکه انسان وارد میشود، آنوقت ظهور واحدیت یکییکی پیش میآید، که البته اینها مربوط به مراتب بعدی است.
این حالت خاص، یک حقیقت بسیطه میشود. پس احرام چیست؟ احرام بسیط است و مرکب نیست. آن احرام لوازمی دارد؛ از جمله اینکه انسان باید عطر و جماع را ترک کند، از نَتف شَعر (کندن مو) بپرهیزد، صید نکند و امثالذلک از این مسائلی که هست. اینها همه لوازم آن است و به خود آن احرام ارتباطی ندارد.
لذا اگر شما در آینه نظر استقلالی کنید، اشکال ندارد و احرام باطل نیست؛ اما اگر نظر آلی بکنید، احرام باطل میشود.1 چرا؟ چون نظر استقلالی منافاتی با این عدم تعلّق ندارد؛ اما اگر نظر آلی کنید که خودتان را در آن ببینید، این کار حرام است و کفاره به آن تعلّق میگیرد.2 ولی اگر بخواهید یک آینه بخرید و مثلاً موج آن را ببینید، چه اشکالی دارد؟ در اینجا نظر، نظر استقلالی محسوب میشود. نگاه کردن به آینه با نظر استقلالی اشکال ندارد؛ آنچه اشکال دارد، نظر واسطی و نظر آلی است.
این حالت، فضای خاصِ ورود در احدیت ذات و عدم تعلّق است؛ لذا داریم
- ← ٣) رجوع شود به مختلف الشّیعة، ج ٤، ص ٤٣.
٤) رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ٦، ص ٩ ـ ١٢ و ٤١٥ ـ ٤١٨.
• الکافی، ج ٣، ص ٦٩:
«عَنِ القَدّاحِ عن أبیعَبدِاللَهِ علیه السّلام، قالَ: قالَ رسولُ اللَهِ صلّی اللَه علَیه و آله و سلّم: افتِتاحُ الصّلاةِ الوُضوءُ و تَحریمُها التّکبیرُ و تَحلیلُها التّسلیمُ.» ترجمه:
«رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فرمودند: شروع نماز، وضوست؛ تحریمِ آن (ورود به حریم آن)، تکبیر است؛ و تحلیلِ آن (خروج از آن)، تسلیم (سلام دادن) است.» (محقق)
٥) وسائل الشّیعة، ج ١٢، ص ٤٤٢ ـ ٤٤٦.
٦) رجوع شود به الکافی، ج ٦، ص ٥١٠ ـ ٥١٢.
رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ١٢، ص ٤٧٢. - رجوع شود به همان، ص ٤٧٣.
- ← ٣) رجوع شود به مختلف الشّیعة، ج ٤، ص ٤٣.
