نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
191را عوض میکند و لباس دیگری میپوشد، میبیند حالش عوض میشود!
به همین دلیل، ائمه علیهم السّلام فرمودهاند که باید ـ البته نه بهمعنای الزام، بلکه بهصورت استحبابی ـ اینطور باشد که در عمرۀ تمتّع، انسان گرچه تقصیر میکند، ولی در همان حالوهوای عمره، خود را به حج متصل سازد و این دو جهت را با یکدیگر وصل کند.
گرچه نام این عمره، عمرۀ تمتّع است و موجب اباحۀ آن امور محرّمه در حال احرام میشود، ولی این منافات ندارد با اینکه تلبّس به لباس احرام، انسان را در این وضعیت و در این حالوهوا قرار میدهد تا اینکه انسان دوباره برای حج احرام ببندد و به آنجا برود.
دغدغۀ بزرگان برای استفادۀ بیشتر مکلف
از اینجا مشخص میشود که آن بزرگان چقدر واقعاً به فکر ما بودند؛ یعنی به فکر استفادۀ بیشتر مکلّف از حج بودند. این دقیقاً برخلاف آن چیزی است که ما اکنون میخواهیم إعمال کنیم و به مردم هم میگوییم و آنان را به آن دعوت میکنیم. یعنی ما الآن درست در نقطۀ مقابل فرامین و دستورات ائمه علیهم السّلام هستیم؛ و این مسئله، مسئلهای است که فردای قیامت دامن ما را خواهد گرفت. براساس چه حسابی ما بیاییم و بندۀ خدایی را از رسیدن به این [دستورات] محروم کنیم؟ هستند افرادی که نه ادعایی دارند و نه تظاهری، ولی اگر مطلبی را بشنوند، ترتیب اثر میدهند.
ما شرعاً از نقطهنظر تبلیغ و از نقطهنظر داعویّت، چه حقی داریم که بیاییم و بندۀ خدایی را [از دستورات ائمه علیهم السّلام محروم کنیم]؟ وظیفۀ انسان این است که مسئله را بگوید؛ حال، اگر کسی نخواست قبول کند، مختار است.»1
حکایتی در اصرار مردم بر اتمام فوری اعمال عمره
«خدا رحمت کند آقا شیخ صدرای اراکی را؛ شنیدم فوت کردند. پیرمردی بود و برای خودش حالی داشت. آن سالی که ما مشرّف شدیم، روحانی کاروان ما بود. خب، ایشان پیرمرد بود و بین مکه و مدینه حدود هشتاد نود فرسخ فاصله است؛
- سایت مکتب وحی، دروس، فقه، حج، درس ١٠٢. (آیةاللَه طهرانی)
