نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
208و سی یا چهل درصد! چرا صددرصد نباشد؟ چرا خودمان را به مرتبۀ بزرگان نزدیک نکنیم؟ چرا به آنچه آنان توصیه کردند، عمل نکنیم؟ برای چه؟ طبعاً در این صورت نفع و فایدۀ کمتری بهدست میآید.
شما یک عمره بدون این مسائل بروید، آنگاه ببینید آیا فرق نکردهاید؟ شما یک حج با این انقطاع بروید، آنوقت ببینید آیا تأثیرش بیشتر نبوده است؟
لبیک یعنی پاکسازی دل از غیر پروردگار
... وقتی کسی به آن سمت حرکت میکند، دیگر باید ماسِوَیاللَه را کنار بگذارد و از تمام تعلقات بیرون بیاید. داریم لبیک میگوییم، اما با تلفن با منزل صحبت میکنیم. این چه لبیکی است؟ این چه حجی است؟ این چه احرامی است که در آن احرام، همهچیز وجود دارد غیر از پروردگار؟ در آن دل همهچیز وجود دارد غیر از تعلّق به پروردگار؟
ده بُوَد آن، نه دل که اندر وی *** گاو و خر باشد و ضیاع و عقار1 وقتی که انسان به آن سمت حرکت میکند، باید دل خود را پاک کند و از تعلقات خارج شود؛ نهاینکه در آن دل، تعلّق به فرزند، زن، شوهر، قوموخویش و مسائلی را که در شهر بهجای گذاشته، همراه بیاورد. پس کجا آمده است؟ پس برای چه آمده است؟ در منزل خود که بود، بهتر بود؛ حدّ اقل این راه را نمیرفت.»2
رعشه و خوف امام سجاد علیه السّلام هنگام تلبیه
«نقل میکنند:
در هنگام احرام و در هنگام لبیک گفتن، ناگهان دیدند که بدن امام سجاد علیه السّلام مرتعش میشود و لرزه بر بدن حضرت میافتد؛ رنگ حضرت متغیّر و متلوّن میشود. از حضرت سؤال میکنند: ”چه شده است؟“
حضرت میفرمایند: ”من خائفم از اینکه بگویم: لبّیک، و پروردگار در پاسخم بگوید: لا لبّیکَ و لا سَعدیکَ!“3
- دیوان حکیم سنایی غزنوی، ص ٣٨.
- جلوههای معرفت، ص ٣٤١ ـ ٣٤٣. (آیةاللَه طهرانی)
- عوالی اللّئالی، ج ٤، ص ٣٥.
