اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 2

اسرار و احکام حج

5٬883
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه می‌پردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح می‌دهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگی‌های پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبه‌های پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید می‌ورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 2

217
  • 1

    1. ← اول: اینکه خود امیرالمؤمنین علیه السّلام و خود پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم هم در اینجا طواف می‌کرده‌اند. این یک مسئله است که پیغمبر و امیرالمؤمنین و بقیه، همه در اینجا یکسان هستند و اینجا مقام، مقام احاطه و قهر ولایت پروردگار است که در توحید، بین هیچ‌کس تفاوتی نمی‌گذارد. این یک مسئله است. پس وقتی که انسان طواف می‌کند، فقط باید متوجه او باشد.
      دوم: از آن‌طرف باید این احساس را هم داشت که در مقام کثرت و در مقام جمع بین وحدت و کثرت، همۀ ما اکنون به دور ولایت امام زمان علیه السّلام می‌گردیم و ولایت آن حضرت است که ما را اشراب می‌کند، ما را نگه می‌دارد، ما را به حرکت و توجه وامی‌دارد؛ و در واقع این حرکت و طواف به دور کعبه برای رسیدن به حریم ولایت امام علیه السّلام است.
      چنان‌که از امام باقر علیه السّلام هم مَرویّ است که حضرت فرمودند:
      إنّما اُمِرَ النّاسُ أن یَأتوا هَذِهِ الأحجارَ فَیَطوفوا بِها ثُمّ یَأتونا فَیُخبِرونا بِوَلایَتِهِم و یَعرِضوا عَلَینا نَصرَهُم؛* ”مردم امر شدند و مکلف شدند که به دور این سنگ‌ها طواف کنند و آنگاه نزد ما در مدینه بیایند و ولایتشان را به ما عرضه بدارند!“
      این عبارت بسیار عجیبی است؛ یعنی قبولی آن طواف و حج به تسلیم در برابر امر ما اهل‌بیت، قبول کردن ولایت ما، پذیرفتن ما، غیر ما را ندیدن و فقط ما را در همۀ شراشر وجود، مؤثر دانستن است. معنا این است. وإلاّ مانند اهل‌سنّت می‌شویم که می‌آیند، طواف می‌کنند و سپس به دنبال کار خود می‌روند و این اثرات چندانی ندارد.
      بنابراین، این بحث در دو وهله مطرح می‌شود: در وهلۀ اول، انسان باید در هنگام طواف فقط خدا را در نظر داشته باشد، نه غیر او را؛ و مسئلۀ دوم این است که باید بداند ائمه علیهم السّلام در عالم کثرت، وسائط فیض از جانب پروردگار و مظاهر او هستند و انسان باید در نهایت به ولایت آنان برسد. لذا وقتی انسان می‌خواهد از مسجدالحرام بیرون بیاید، نمی‌تواند بگوید: ”خدایا، خداحافظ!“ چون نمی‌شود به خدا خداحافظی گفت. بلکه باید بگوید: السّلامُ عَلیکَ یا رسولَ اللَه. هر دفعه که انسان می‌خواهد از مسجدالحرام بیرون بیاید، باید السّلامُ عَلیکَ یا رسولَ اللَه بگوید.
      عرضۀ ولایت این نیست که انسان صرفاً پس از طواف به زیارت پیغمبر برود؛ بلکه همان‌هنگامی که انسان طواف و نماز و اعمال حج را انجام می‌دهد، باید در نیت او این باشد که: ”خدایا! این اعمال را که برای آن آمدم و از زندگی دست برداشتم و از همۀ تعلقات و منزل و کاشانه و... دوری کردم و به متابعت از حضرت ابراهیم علیه السّلام آمدم، همۀ اینها را مقدمه‌ای برای معرفت امام قرار بده!“ این مسئله است.» (آیةاللَه طهرانی)
      * الکافی، ج ٤، ص ٥٤٩.
/ 320