نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
220گفته است که باید دقیقاً از اول حجرالأسود شروع کنی و همینکه موازی شدی، دوباره نیت طواف کنی؟ همۀ اینها غلط است.
ضرورت پرهیز از تحمیل شک و شبهه بر مقلدین
ائمه علیهم السّلام کجا به چنین مطالبی دستور دادهاند؟ پیغمبر کجا اینطور طواف میکردند؟ حضرت سوار شتر میشدند، شتر به دور خود هم میچرخید و میرفت و پیغمبر هم به این مسائل اعتنایی نداشتند.1
اینها چیزهایی است که ما مرتباً خودمان با تفریع فروع، دایرۀ تکلیف را تضییق کردهایم و این تضییق را در فتوا تسرّی داده و آن را بر مردم تحمیل کردهایم. در نهایت، چوب آن را تودۀ عوام و مردم مقلِّد بیچاره میخورند؛ که باید عملی را که انجام
- ← ظهر یا نماز عصر برمیخیزد، برای صِرف نماز برنمیخیزد، بلکه به قصد همان نماز عصر برمیخیزد و همان کفایت میکند.
و همینطور راجع به توطّن و ده روز در یک جا ماندن. وقتی از مسافری میپرسند: قصد ده روز کردهای؟ میگوید: نه، قصد نکردهام! درحالیکه میخواهد پانزده روز بماند! ولی باز میگوید: نه، ما قصد نکردهایم، ولی شاید پانزده روز بمانیم! خب، همینکه او میخواهد بماند، یعنی قصد کرده است.
این قصد، چیز جدیدی جز همان خواستی که ما در سایر مسائل، آن خواست را اعمال میکنیم، نیست. شما که اکنون میخواهید به حرم بروید، نیت رفتن به حرم میکنید؛ یا شما که میخواهید بروید از میوهفروشی سیب بخرید، نیت خرید میوه کردهاید و بهجای میوهفروشی، به دکان قصابی نمیروید. همینکه به نیت خرید میوه میروید، معنای آن همان قصد کردن است. لذا مجدداً هنگام خرید میوه به فروشنده نمیگویید: من قصد میکنم یک کیلو سیب به این مبلغ از تو بخرم، قربةً إلی اللَه! بلکه همان نفسِ عمل و خود کاری را که انجام میدهید، همان نیت است.
بناءًعلیٰهذا، نیت به این کیفیت و این قسم که مطرح میشود، شرعاً لازم نیست. بله، ممکن است آنچه این آقایان مطرح میکنند، برای عوام مفید باشد؛ به این صورت که اگر در کار آنان شک و شبههای پیدا شود، به آنان گفته شود: ”نه آقا! من شنیدم که تو نیت کردی و حتی به زبان هم آوردی!“ تا جلوی شک و شبهه گرفته شود؛ وإلاّ نیازی به زبان آوردن نیت نیست.
به همان خواست انسان برای انجام هر عملی ـ مثلاً میخواهد به نیت طواف برود، یا میخواهد به نیت سعی حرکت کند ـ به همان نفسِ خواست، نیت میگویند.» (آیةاللَه طهرانی)
رجوع شود به الکافی، ج ٤، ص ٤٢٩؛ المغازی، واقدی، ج ٢، ص ٨٣١.
- ← ظهر یا نماز عصر برمیخیزد، برای صِرف نماز برنمیخیزد، بلکه به قصد همان نماز عصر برمیخیزد و همان کفایت میکند.
