نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
222این است که میگوید: حال شانهام هم تکان خورد چه اهمیتی دارد! اگر کسی آمد و شما را هُل داد، داد که داد؛ مهم نیست، ادامه بده! ولی دیگران میگویند: نه آقا! اگر هل خوردن بیاختیار بود، باید بایستی، برگردی و آن مسیر را با اختیار خودت بروی! چون این دو متر را با اختیار خود نرفتی و تو را هل دادهاند.
این حرفها چیست؟ بالأخره خودت با پای خود رفتی! پرواز که نکردی تا به اینجا بیایی؛ خودت قدم برداشته و به اینجا رسیدی. آن دیدگاه صحیح میگوید: اصلاً توجه نکن که کسی به تو تنه میزند یا نمیزند، ردا را از دوش تو میکشد یا نمیکشد!
نقد دیدگاه مادی و تنزل احکام به اعمال رباتگونه
اما آن دیدگاه دیگر میگوید: ”نه! آهای! بایست! ردا کنار رفت، باید آن را بپوشم! طوافم خراب شد و چه شد! آیا گوشۀ کتفم دقیقاً محاذی کعبه بود یا نبود؟“ یا مبادا بهاندازۀ ده سانتیمتر هنگامی که زاویه میگیرد و میخواهد حرکت کند، از کعبه فاصله بگیرد. مخصوصاً در آنجایی که میخواهد از کنار حجر اسماعیل بگذرد، در آنجا باید بسیار دقت شود؛ بسیار باید دقیق بود، کاملاً گونیا و نقاله بگذارند که این کتف طوافکننده ناگهان از این سنگها منحرف نشود و از مسیر خارج نگردد!!
ببینید، دیدگاه ماده یا دیدگاه روحانی و عالم غیب، هر یک احکام را بر طبق مبانی خود استنباط میکند؛ البته از روی مدارک، نه از پیش خود و براساس سلیقه و بدون مدرک. آن دیدگاه روحانی همان مدرک را میآورَد و با آن دیدگاه، حکمی را استنباط میکند که در نتیجۀ آن وقتی هفت شوط تمام شد، انسان با خود بگوید: آری، چیزی در من دگرگون شد! اینکه میگوید ”چیزی دگرگون شد“ ناشی از این دیدگاه است. آن حالی که احساس میکند پس از هفت شوط در او ایجاد شده و قبل از آن نبوده است، اثر همین نگرش است.
حال اگر شما در طواف تمام ذهن و فکرتان متوجۀ ماده، متوجۀ سنگ، و متوجۀ گونیا کردن شانه با خود بیت بود، هفت شوط که هیچ، هفتاد شوط هم انجام دهید، فقط خسته و کوفته میروید و در گوشهای مینشینید؛ کاری انجام نشده و مسئلهای تحقق نیافته است. این دیدگاه، همان دیدگاه مادی است؛ دیدگاهی که
