نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
225انسان باید دور کعبه طواف کند؛ اگر کتفش به اینطرف یا آنطرف هم متمایل شد، ایرادی ندارد. از سمت چپ باید طواف کند و فقط باید متوجه خدا باشد و ذکر خدا را داشته باشد. باید متوجه باشد اینجایی که طواف میکند و پا در آن میگذارد، مکانی است که ائمه علیهم السّلام طواف کردهاند و اولیای الهی آمدهاند. این طواف به دور این سنگها برای چه بوده است؟ این چه ظاهری است که چنین اثری معنوی دارد؟ باطن این مسئله چه بوده است؟
نقد غفلت از حقیقت بسیطۀ طوافیه و اصالت ظاهر (ت)
حال، شخص بهجای اینکه در این مطالب فکر کند و تمام ذهنش معطوف به اینگونه مسائل باشد، فقط باید مواظب باشد که زاویۀ هندسیاش را در طواف از دست ندهد!1
- سایت مکتب وحی، دروس، فقه، حج، درس ١١٦:
«طواف به دور کعبه یک حقیقت واقعیه و بسیطه است که مُحقِّق و مُکوِّن خارجی آن، عبارت است از همان هفت شوطی که انجام میشود؛ و کذلک تمام اعمال و تکالیفی را که شخص انجام میدهد، همگی آن حقیقت بسیطه را دارند. و شما در اینجا باید نگاه کنید و ببینید که چقدر واقعاً بر این زائر و بر حاجی ظلم میشود اگر انسان او را از این واقعیت دور نگه دارد و این مسئله را به او گوشزد نکند که: اکنون تو داری دور کعبه میگردی و باید در این حالوهوا باشی!
ما آن حقیقت و واقعیت بسیطهای را که طائف باید خود را متحقق به آن حقیقت بسیطه کند، بهطور کلی در نظر نمیگیریم و فقط ذهن او را متوجه خم و راست شدن شانه و انطباق آن با بیت قرار میدهیم! درحالیکه توجه زائر باید به آن حقیقت بسیطۀ طوافیه باشد که آن، مُحقِّقِ آن طواف در نفس این شخص حاجی است؛ اما ما فقط ذهن او را متوجه جزئیات ظاهری میکنیم.
لذا وقتی که طواف را انجام میدهد و نماز را میخواند، [گویا از یک دردسر بزرگ راحت شده است!] وای! وای! بر سر نماز چه چیزها که نمیبینیم! وقتی اعمالش تمام میشود و میآید در کناری مینشیند، میبیند حالش هیچ تفاوتی نکرده است؛ و با خود میگوید: ای جان، راحت شدیم! راحت شدیم!
یعنی حالی در خود نمیبیند، احساسی در خود نمیبیند؛ اگر هم باشد، بسیار ضعیف است؛ دو درصد است، پنج درصد است؛ اما نودوپنج درصد توجه او به رعایت خط موازی با حجرالأسود است! نودوپنج درصد توجه او به انطباق مِنکَبین (دو کتف) با بیت و امثالذلک است، و همینطور هَلُمّ جَرّا نسبت به سایر مسائل. بنابرین آن حقیقت بسیطۀ طوافیه، حقیقت بسیطۀ صلاتیه، حقیقت بسیطۀ سعی و امثالذلک، همگی از یاد رفته است و فقط یک نمود ظاهری باقی مانده است.» (آیةاللَه طهرانی)
- سایت مکتب وحی، دروس، فقه، حج، درس ١١٦:
