اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 2

اسرار و احکام حج

5٬883
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه می‌پردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح می‌دهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگی‌های پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبه‌های پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید می‌ورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 2

234
  • عدم تفاوت نماز واجب و مستحب در حضور قلب (ت)

  • در قنوت هر دعایی که دلتان می‌خواهد بکنید؛ بسیار با حالت باز، فقط‌وفقط توجه به پروردگار داشته باشید و بدون وسوسۀ خاطر، تشویش و تردید به اعمال بپردازید و بدانید که تمام این وسواس‌ها به‌جای اینکه شما را به خدا نزدیک کند، شما را دور می‌کند. حقیقت مسئله همین است.»1و2

    1. سایت مکتب وحی، سخنرانی، مبانی اسلام، احکام و اسرار حج، مجلس ٤. (آیةاللَه طهرانی)
    2. همان، دروس، فقه، حج، درس ١٠٤:
      «یک وقت از مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ سؤال کردم:
      آن توجه به قرائت و حضور قلبی که انسان باید در نماز واجب داشته باشد، آیا همان در نماز مستحب هم هست؟ یا اینکه در نماز واجب باید این مسئله بیشتر رعایت شود؟
      ایشان فرمودند:
      بین نماز واجب و مستحب که تفاوتی نیست!
      ببینید، این حرف بسیار حرف بزرگی است. فقط مسئلۀ الزام و عدم الزام در اینجا مطرح است، نه در اصلِ صلاتیّت و اتیان به این تکلیف و احضار نفس در قبال حضور پروردگار؛ که آن حضور، حضور قیّومی و دائمی است و انسان خود را در قبال این حضور، احضار می‌کند. خب، این چه فرقی می‌کند؟ منتها در بعضی از موارد تکلیف است و تکلیف الزام می‌آورد و در بعضی از موارد، آن تکلیف نیست.
      مگر خدا در نماز مستحب عوض شده است که انسان بخواهد تکلیفش را تغییر دهد؟ مگر خدای واجب با خدای مستحب فرق کرده است که در نماز واجب، ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾ را چنان ادا کند که گویی از سقف هم بالاتر می‌رود، اما وقتی نوبت نماز مستحب می‌شود، ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾ را بسیار آهسته بگوید و به یاد چک، سفته، بدهکاری و درگیری بیفتد؟ و با خود بگوید: بالأخره این عمل مستحب است و خیلی هم مهم نیست؛ در راه هم می‌توانی قضای نوافلت را بجای آوری؛ اگر می‌بینی فرصت نداری، در حالت نشسته هم می‌توانی انجام دهی! یا همین‌طور در حال خرید نگاه کنی و با دیگری صحبت کنی و بگویی: آقا! نیم کیلو پنیر و یک کاسه ماست بده! و درعین‌حال، حمد و سوره را هم بخوانی!
      این‌طور نیست؛ چه کسی گفته است که چنین نظره‌ای باید نسبت به امور استحبابی وجود داشته باشد؟ اولیای خدا و بزرگان و عرفا یک خدا بیشتر نداشتند؛ آن خدا، همان خدای حج واجبشان بود؛ همان خدا، خدای حج مستحب و عمرۀ مستحب آنان نیز بود؛ آن خدا، خدای روزۀ واجب و روزۀ ماه رمضانشان بود؛ همان خدا، خدای روزۀ مستحب آنان هم بود؛ آن خدا، خدای نماز واجبشان بود؛ همان خدا، خدای نماز مستحب آنان هم بود.
      یک خداست، یک ملائکه است، یک توجه است، یک عالم ربوبی است، یک واحد است. منتها در مورد واجب الزام هست و در مورد مستحب الزام نیست؛ تفاوت فقط در این است، اما در خود توجه، تفاوتی نیست.» (آیةاللَه طهرانی)
/ 10