اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 2

اسرار و احکام حج

5٬883
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه می‌پردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح می‌دهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگی‌های پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبه‌های پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید می‌ورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 2

52
  • وقتی امیرالمؤمنین علیه السّلام شب‌ها می‌آمد و به من سر می‌زد، از علامتش این بود که وقتی می‌آمد، می‌دیدم سنگ‌ریزه‌های این در و دیوار، با او به ذکرِ تسبیح مشغول هستند!1

  • مراتب ادراک حقایق، متناسب با افق افراد

  • اینها شوخی نیست! البته نه‌اینکه در آن موقع ایجاد شود؛ بلکه این مسئله هست، منتها باید گیرنده را بالا ببریم تا بشنویم! الآن در همین اطاق، همۀ امواج هست، ولی آیا ما می‌شنویم؟ نه، چون گیرنده و ضبط نداریم. اگر گیرنده داشته باشیم، به مقدار قدرت و قوّتِ گیرنده، امواج را دریافت می‌کنیم؛ اگر گیرنده‌مان ضعیف باشد، بعضی از امواج را می‌گیرد؛ اگر گیرنده را قوی کنیم و فرکانس آن قوی شود، امواج بیشتری را می‌گیرد؛ و هرچه آن گیرنده بالاتر و قوی‌تر باشد، قدرت جذب و ظهورِ امواج بیشتری را دارد.

  • سریان توحید و زمزمۀ «أنا الحق» در همۀ اشیاء

  • به فرمایش مرحوم حاجی سبزواری رحمة اللَه علیه:

  • موسِئی نیست که دعویّ أنا الحق شنود***ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست2
  • حضرت موسایی پیدا نمی‌شود که بشنود، وگرنه هیچ شجری نیست که این زمزمه را نداشته باشد!3 همه دارند؛ تو موسی بشو تا أنا الحق را بشنوی! پس أنا الحق

    1. رجوع شود به روضة الشّهداء، ص ٢١٨ ـ ٢٢٠.
    2. دیوان حکیم سبزواری (اسرار)، ص ٧١.
    3. سوره قصص (٢٨) آیه ٢٩ و ٣٠: ﴿فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى ٱلۡأَجَلَ وَسَارَ بِأَهۡلِهِۦٓ ءَانَسَ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ نَارٗا قَالَ لِأَهۡلِهِ ٱمۡكُثُوٓاْ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا لَّعَلِّيٓ ءَاتِيكُم مِّنۡهَا بِخَبَرٍ أَوۡ جَذۡوَةٖ مِّنَ ٱلنَّارِ لَعَلَّكُمۡ تَصۡطَلُونَ * فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِيَ مِن شَٰطِيِٕ ٱلۡوَادِ ٱلۡأَيۡمَنِ فِي ٱلۡبُقۡعَةِ ٱلۡمُبَٰرَكَةِ مِنَ ٱلشَّجَرَةِ أَن يَٰمُوسَىٰٓ إِنِّيٓ أَنَا ٱللَهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾. معاد شناسی، ج ٦، ص ٢٧:
      «در آن شب تار، در هوای سرد، در میان بیابان که حضرت موسی علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام برای زنش که درد مَخاض و زاییدن او را گرفته و تک‌وتنها مانده، به‌دنبال آتش می‌گشت، نه یاری و یاوری و نه غذایی و دوایی و نه آبی و آتشی، این‌طرف و آن‌طرف متحیرانه می‌رفت، آنجا که همۀ اسباب منقطع و حالت اضطرار و التجای حقیقی برای حضرتش دست داد؛ نور خدا در درخت متجلّی شده و ندای ﴿يَٰمُوسَىٰٓ إِنِّيٓ أَنَا ٱللَهُ﴾ در داد: ”ای موسی! حقاً من خدا هستم؛ واقعاً و حقیقتاً من خدا هستم.“ ←
/ 693