نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
65شما این کار را انجام میدهی؟!“ حضرت ابراهیم چه جوابی به او داد؟ فرمود: دو دو تا چهارتا! مگر تو نمیگویی حرام است؟ اکنون همان کسی که گفته حرام است، میگوید واجب است! مگر تو نمیگویی این عمل خلاف است؟ خلاف چیست؟ خلاف، آن چیزی است که از مولا دستور به نهی بیاید؛ اما اگر برای همان عمل، دستور به وجوب و ثبوتش بیاید، آن خلاف، مبدّل به ارزش میشود.
فلسفۀ پشت به کعبه بودن در جمرۀ عقبه
لذا در این مرحله بود که حضرت ابراهیم علیه السّلام بر آن شرعی که پایه و اساس نفس بر اعتیاد به آن بود نیز پشت پا میزند؛ و وقتی شیطان میبیند که دیگر از هیچ طریق روزنهای وجود ندارد، حضرت ابراهیم به مرتبۀ طهارت سرّ میرسد و شروع به بریدن سر حضرت اسماعیل میکند؛ و حضرت اسماعیل هم سلمِ محض!
فلهذا در اینجاست که مرحوم آقای حداد ـ رضوان اللَه علیه ـ فرمودند: ”انسان باید در جمرۀ عقبه پشت به کعبه کند.“ البته این یک حکم شرعی و اسلامی است؛ ولی از نظر فلسفی اینکه در آن دو جمره باید رو به کعبه سنگ بزنیم، اما وقتی به جمرۀ عقبه میرسیم باید پشت به کعبه کنیم، یعنی چه؟ یعنی انسان به مرتبهای میرسد که آن دینی را که تابهحال بر آن اساس حرکت میکرده و جلو میآمده و موجب عروج او و نفی تعلقاتش بوده است، باید کنار بگذارد؛ البته نهاینکه به لااُبالیگری برسد ـ که خود این مسئله یک تعیّن، و بلکه بدترین تعیّنهاست ـ بلکه یعنی در آنجا دین فقط از نقطهنظر توجه به محبوب است و انسان در آنجا میگوید: آنچه من تابهحال انجام میدادم و نفس من به آن عادت داشت و من آن را ارزش میدیدم، آن ارزش فقط در توجه به تو خلاصه میشود! این دیگر نهایت عشق و نهایت توجه انسان است که تمام تعلقات نفس به کنار میرود و فقط محبوب میماند و بس؛ و هرچه محبوب بگوید, همان است.
... ﴿طَهِّرَا بَيۡتِيَ﴾؛ یعنی فقط شما میتوانید خانۀ مرا بسازید که دل خود را از هر زنگاری پاک کردهاید و از هرچه موجب نقصان و تعلّق به کثرات است، بیرون آوردهاید! آنجا دیگر آینه است و آن بیت، بیتی است که در آن، تعلقات حاکم نیست؛ بلکه طهارت حاکم است. در آنجا کلمات من و امثال من حاکم نیست. در آنجا مسائل
