نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
69در آن موقع که حضرت ابراهیم همسر و فرزندش را آورد، واقعاً وضعیت مکه این بود؟! یعنی یک بیابان! و حضرت ابراهیم میآید همسر و فرزندش را در اینجا میگذارد و بازمیگردد. بسیار عجیب است! خدا میگوید: ”بگذار و پشت سرت را هم نگاه نکن!“1 به این میگویند حج ابراهیمی و حج ابراهیمی این است؛ حج ابراهیمی آن حجی است که وقتی ما حرکت میکنیم و به مکه میآییم، اصلاً دیگر از این دنیا و این دادوستدها و این شعارها و این اختلافها بیرون بیاییم.
تعارض پرداختن به امور دنیوی با حقیقت حج ابراهیمی
ما در ظهر عرفات، در عرفات نشسته بودیم. آقای مسئول و روحانی کاروان ما رادیوی ایران را باز کرده بود و داشت اخبار ساعت دو را میگفت. من گفتم: ”آقا خجالت نمیکشید؟! روز عرفات دارید اخبار اینکه فلانکس را تیر زدند و آن یکی را آنطور کردند گوش میدهید؟! خجالت ندارد؟! این مردم پس از یک عمر، در روز عرفات آمدهاند تا اخبار تیر خوردن فلانشخص را بشنوند؟!“ لذا رادیو را خاموش کرد؛ و از حرف من تعجب میکرد که مگر ما چهکار کردهایم. صدای رادیو را هم در بلندگو گذاشته بود که همه استفاده کنند! تو را به خدا ببینید! بعد هم اسمش را حج ابراهیمی میگذارند. کدام حج؟ آن حضرت ابراهیم که آمد، آنطور آمد؛ تعلّق خود را از همۀ دنیا کَند و یکسره به او نزدیک کرد.
آنوقت آثار [کار آن مسئول] را خود ما میفهمیم و احساس میکنیم. تمام آن حالوهوایی که این حجاج بیچاره تا ظهر بهدست آوردند و دعا و زیارت امام حسین خواندند، با آن یکربع که آن آقا رادیو گذاشته بود، همۀ اینها از بین رفت! رفت که رفت؛ تمام شد! اخبار آمد و پچپچ و صحبت شروع شد که حالا چه شد و آن چه شد!
اینگونه که حج نیست؛ حج این است که وقتی انسان بهسوی او حرکت میکند، بداند که فقط به اعمال ظاهری نمیپردازد.
- رجوع شود به تفسیر القمی, ج ١, ص ٦٠.
