اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 2

اسرار و احکام حج

5٬883
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه می‌پردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح می‌دهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگی‌های پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبه‌های پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید می‌ورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 2

74
  • ناگهان گفتند: ”حاج‌آقا، سفره را انداخته‌اند و الآن دیر می‌شود!“ من و آن رفقا گفتیم: ”میل نداریم، شما بفرمایید بروید.“ آنها برخاستند و رفتند. انسان نشسته و چشمش به گنبد است، در چنین وضعیتی قرار دارد و صحبت می‌کند و هر کسی به حال خود مشغول است؛ حالا که سفره را انداخته‌اند، آیا باید بلند شود؟! واقعاً حیف نیست؟! جداً حیف نیست؟! لذا اصلاً نباید فکر به‌دنبال این باشد که الآن غذا چیست! اگر آمد و دید چیزی هست، خب هست؛ و اگر نیست، یک شیرینی یا چیزی از بیرون تهیه می‌کند و سدّ جوع می‌نماید؛ این‌که دیگر اهمیتی ندارد.»1

  • «ما در همان چند سال پیش که در خدمت رفقا و بعضی دوستان به حج رفته بودیم، موقع ظهر که شد، ما از مسجدالحرام دیر آمدیم. گفتند: آقا، ناهار دیر شده است! گفتیم: دیر شده است که دیر شده است، نمی‌خوریم؛ اگر می‌خواهید، ناهار ما را کنار بگذارید. گفتند: ما نمی‌توانیم به‌خاطر شما صبر کنیم! گفتیم: خب شما صبر نکنید. ما هر وقت آمدیم، اگر ناهار بود می‌خوریم و اگر نبود از شما مطالبه نمی‌کنیم. گفتند: ”عجب! چرا اینها این‌طور هستند؟!“ خب ما مطالبه نمی‌کنیم؛ اگر مطالبه کردیم آن‌وقت بگویید: آقا غذا چه شده است. دیگر این وضعیت منجر شد به اینکه رسماً تعطیل شد؛ یعنی چون ما شب‌ها دو یا سه ساعت بعد از موقع شام می‌آمدیم و موقع ظهر هم همین‌طور دیر می‌شد، لذا تعطیل شد. حال‌که تعطیل شد، باز هم برای ما حرف درآوردند که چرا اینها خودشان را کنار کشیدند؟! ببینید، مردم این‌طور هستند! اگر نیایی می‌گویند چرا نیامدی؟ اگر بیایی می‌گویند فلان! می‌گوییم: آقا، ما اصلاً غذا نمی‌خواهیم! چه‌کار کنیم؟! ما غذا نمی‌خواهیم.

  • کسی که به مدینه رفته است که نباید خود را در بند غذا و این مسائل کند. آن‌وقت آنها می‌نشستند و از همین حرف‌ها می‌زدند! یک مرتبه صدایشان از آن اطاق به اطاق ما می‌آمد و دیگر واقعاً بماند که به چه مطالب و حرف‌هایی می‌گذراندند!

    1. همان. (آیةاللَه طهرانی)
/