نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
77مشخص است؛ اما اینکه بخواهد برای عمه و خاله و برادر و قوموخویش و شریک هم بیاورد، تمام اینها خارج از مسئله است و حاجی را از پرداختن به واقعیت و پرداختن به آنچه برای آن حرکت کرده است، بازمیدارد. فکر او تماماً این است که فلانی از ما چه خواسته و اگر نخریم ناراحت میشود. خب، ناراحت شود! باید این فرهنگ عوض شود.
حیف نیست در این چند روزی که به انسان مهلت دادهاند و مانند برق طی میشود، فکر انسان این باشد که: ”بروم این را بگیرم و آن را بگیرم؛ این پتو را برای این بگیرم و آن تشک را برای آن بگیرم و این اسباببازی را برای دیگری بگیرم!“ واقعاً حیف نیست؟! یعنی ما باید به خود بیاییم و در آن مسائلی که مردم هستند، تجدیدنظر کنیم. حال اگر کسی نمیخواهد از حج استفاده کند، به ما چه ارتباطی دارد؟! اگر کسی نمیخواهد خداوند آنچه را که از منافع و خصوصیات این سفر هست نصیب او کند، چرا ما چوبش را بخوریم؟! کسی میخواهد آنطور باشد، خب باشد.»1
حکایت علامه طهرانی در حج و کاشتن بذر محبت اهلبیت در دل اطفال
«مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ یک دفعه که به مکه مشرّف شده بودند، به ما فرمودند:
شما این پولهای سعودی را به پنجریالی و دهریالی خرد کن و بیاور به من بده.
نمیدانم چقدر داشتند؛ ظاهراً حدود پانصد ریال بود. ما رفتیم همه را پنجریالی و دهریالی کردیم و به ایشان دادیم، ایشان هم همه را در جیبشان ریختند. وقتی که به حرم میرفتیم و این بچههای کوچک میآمدند و میگفتند: ”صلِّ علیٰ محمّدٍ و آلِ محمّدٍ!“ ایشان میفرمودند: ”صلوات فرستادند؛ یک پنجریالی برای تو، یک دهریالی برای تو و...“ وقتی که بازمیگشتیم، میگفتند: ”علیٰ حُبِّ النّبیِّ و آلِه...!“ باز ایشان میفرمودند: ”اینها اقرار به ولایت کردند، به آنها پول بدهید.“ خلاصه در مدت اقامت در مکه، تمام این پولها تمام شد. بعضیها هم همینطور میایستادند، نگاه میکردند و تعجب مینمودند که شخصی به اینجا آمده و همۀ پولهایش را پنجریالی و دهریالی
- همان، مجلس ٢. (آیةاللَه طهرانی)
