نور ملکوت حج جلد 2
اسرار و احکام حج
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت حج» است که در ادامۀ مبانی جلد پیشین، به تبیین اسرار، احکام و آداب این فریضه میپردازد. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، علاوه بر مناسک و اسرار حج، آداب اماکن زیارتی مکه و مدینه را نیز شرح میدهد. مباحث این مجموعه، سیری جامع از مقدمات و آمادگیهای پیش از این سفر الهی تا تحلیل اسرار و مناسک را در بر گرفته و در نهایت، بر لزوم مراقبههای پس از بازگشت جهت حفظ دستاوردها و حالات معنوی زائر تأکید میورزد. این کتاب نیز با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تنظیم شده است.
نور ملکوت حج جلد 2
96سرش را برهنه کند، و فقط دو لباس و پارچۀ سفید بیندازد. همۀ اینها بهخاطر این است که از همهگونه تعلقات بیرون بیاید. شما اگر در آنجا یک آیةاللَه هشتادساله را با یک پیرمرد سُنّیِ ریشدار که از ترکیه آمده،1 کنار هم بگذارید و نگاه کنید، فرقشان را نمیبینید؛ یعنی در آنجا اصلاً قابل تشخیص نیست.
یک وقت من با یکی از این آقایان مراجع فعلی که رساله دارند، با هم داشتیم عمره انجام میدادیم و من اصلاً تا شوط دوم یا سوم نفهمیدم این شخص، ایشان است؛ با اینکه او جلوی من بود و گاهی اوقات من جلویش بودم، چون عمامه نداشت و با عصا بود. قیافهاش هم به چنین کسانی میخورد که مثلاً از همین ترکیه و اینجاها آمده باشند. من در شوط سوم یا چهارم دیدم که او همان آقایی بود که من سهچهار سال نزد او درس خوانده بودم.
این برای همین است که در اینجا هیچ تمایزی نباید باشد؛ فقط اشتراک در مسیر و در طواف؛ همین! هرگونه تعلّقی مانند عمامه نباید باشد. چرا در مسجدالحرام در موقع طواف نباید عمامه گذاشت؟2 البته احتراماً لِلبیت هم عمامه نمیگذارند؛ خود مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ هم در آنجا عمامه نمیگذاشتند؛ یعنی همین جهت وحدت را میخواستند در آنجا لحاظ کنند که در اینجا نباید کسی با بقیه فرق داشته باشد، ولو پس از اعمال. یک شبکلاه بر سر میگذاشتند و با یک لباس بلند حرکت میکردند؛ حتی عبا هم روی دوششان نمیانداختند. اصلاً در تمام این سفرهایی که ایشان رفتند یا در برخی که ما با ایشان همراه بودیم، ایشان فقط در حج یک شبکلاه داشتند و یک قبا (تازه قبا هم نبود، بلکه یک لباس بلند بود؛ منتها اندکی ضخیم بود). دیگر عبا و این حرفها اصلاً نبود؛ ولی در مدینه عمامه و عبا داشتند.
- آنها ریش بلند دارند؛ گاهی اوقات محاسنشان بسیار بلند و مُرسَله است و تا سینه آمده است. وقتی انسان نگاه میکند، ظاهرشان غلطانداز است و ممکن است با بزرگان اشتباه گرفته شود. (مؤلف)
- رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ١٢، ص ٥٠٥ ـ ٥٠٧.
