ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
25و با ارسال رسل و انزال کتب، عقل متصل و رسول باطن را به عقل منفصل و حجت ظاهر، مُستنیر و مُکمَّل فرمود. خاصّه، سرسلسلۀ منتظم کون و شهود، رقعۀ اُولای صحیفۀ وجود، و نقطۀ اُخرای قوس نزول و صعود، ختم رسل و آیت کل، مجلای عظمای الهی، و فاتح رموز و اسرار لایتناهی، رحمت واسعۀ حق، بشیر و نذیر مطلق، حضرت محمدبنعبداللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم، و اهلبیت معصومین او علیهم السّلام، الأدلّاءُ علی اللَه و الأُمَناء فی دینِ اللَه و الحُججُ علی عبادِ اللَه، سیّما الإمامُ المنتظر و الحجةُ الثّانی عشر، حجةُ ابن الحسن العسکری، روحی لتراب مقدمه الفداء؛ اللَهم بهم أتولّیٰ و من أعدائهم أتبرّء و إلیک المؤوّل فی کل شیء.
پروردگارا، طریق و مَنهج ما را مِنهاج اولیاء طاهرین قرار ده؛ افکار و عقاید ما را جز بر میزان صدق و معیار حق ـ که همانا چیزی جز انبعاث از رَشَحات قدسیّۀ ولایت عظمای الهی و مُستقاة1 از سرچشمۀ ماء مَعین شرع انور نیست ـ قرار مده؛ و یقینی که هیچ وسوسه و شک و رَیبی را یارای رسوخ و نفوذ در آن نباشد و «یقینًا تُباشِرُ به قلبی»؛2 قلم و قدم و بیانِ ما را در طریق اعتدال و صراط مستقیم، ثابت و پایدار بدار؛ اهداف و نیّات و آمال ما را مطلوب و امنیّۀ پاکان درگاهت و مطهرین از هر شَین و رَین3 قرار ده؛ و آخِرُ دَعوانا أنِ الحمدُ لِله ربّ العالَمین.4
اللَهمّ إنّی أسألک بمعانی جمیعِ ما یَدعوک به وُلاةُ أمرک، المأمونونَ علیٰ سِرِّک،
- مصدر میمی باب افتعال از مادۀ «سقی»، بهمعنایِ آب طلب کردن و سیرابشدن است. (محقق)
- الکافی، ج ٤، ص ١٦١. الإقبال، ج ١، ص ٣٦٢ ـ ٤١٥، قسمتی از دعاهای دهۀ آخر شبهای ماه رمضان؛ روحمجرد، ص ٦٢٤:
«و به من یقینی را عنایت کنی که با آن خودت در دل من و اندیشۀ من مباشرت داشته باشی.» - عیب و زشتی. (محقق)
- اقتباس از سوره یونس (١٠) آیه ١٠.
