ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
26المُستَبشِرونَ بأمرِک، الواصِفونَ لِقُدرتِک، المُعلِنونَ لِعظَمَتِک، أسألک بما نطَق فیهم مِن مشیَّتِک، فجعَلتَهم معادِنَ لِکلماتِک، و أرکانًا لِتوحیدِک و آیاتِک، و مَقاماتِک التی لا تعطیلَ لها فی کلِّ مکانٍ یَعرِفُک بها من عرفَک، لا فَرقَ بینک و بَینَها إلا أنّهم عبادُک و خلقُک، فتقُها و رتقُها بیدِک بَدؤُها منک و عَودُها إلیک.1
ضرورت بازنگری نسبت به موضوعات حیاتی در جامعۀ متدیّن بشری
باری، حقیر در سنواتی2 که با برخی از اخلاّء روحانی و اخوۀ ایمانی در بلدۀ طیّبۀ قم، کریمۀ اهلبیت، حضرت فاطمۀ معصومه سلاماللَهعلیها در مدرسۀ دارالشفاء به بحث و مذاکرۀ فقه و اصول اشتغال داشتم، همواره در میان دوستان بر ضرورت تحقیق و تدقیق، و یا بهعبارتیدیگر: «بازنگری» نسبت به مسائل مهم و موضوعات حیاتی مبتلابها در جامعۀ متدیّن بشری بهطورعام، و مجتمع اسلامیِ عصر حاضر، با توجه به تغییرات و تحولاّت فکری و بنیادین اعتقادی و بازشدن مرزهای اندیشه و فکر در عرصۀ کنکاش و پویایی ملل مختلفه و جوامع انسانی، تأکید میشد.
پرسشهایی که مستمراً از جانب گروهها و افراد مبتدی و ناوارد به مسائل وحی و مبانی تشریع و بعضاً مطّلع، در زمینۀ قوانین و احکام فقه اسلامی مطرح شده
- مصباحالمتهجد، ج ٢، ص ٨٠٣. معادشناسی، ج ٣، ص ١٦٨:
«بارپروردگارا! من تو را پرسش میکنم به تمام مفاد و معانی آنچه را که والیانِ امر تو بهسبب آنها از تو پرسش نموده و تو را بدانها خواندهاند؛ آن والیان امری که بر سِرّ تو مأمون بوده و به امر تو مستبشر و خوشحال بودهاند، و توصیفکنندگانِ قدرت تو و اعلانکنندگانِ مقام عظمت تو بودهاند.
من از تو پرسش میکنم و درخواست مینمایم به مقام مشیّت و ارادۀ خودت که در آنها به سخن و گفتار در آمد؛ پس بدین جهت آنها را معدنهای کلمات خود قرار دادی، و ستونها و پایههای توحید خود مقرّر داشتی، و اصول آیات و نشانههای احدیّت خود جعل فرمودی. و آنها را مقامات تعطیلناپذیر خود در هر مکان معیّن کردی که هر کس که تو را شناخت بدان مقامات شناخت. هیچ فرقی بین تو و آنها نیست مگر اینکه آنها بندگان تو هستند و آفریدهشدگان تو. باز شدن و بسته شدنِ آنها بهدستِ توست، بَدوِ آنها از تو و بازگشتِ آنها بهسوی توست.» - سنوات قبل و بعد ١٤٢٠ هجری قمری.
- مصباحالمتهجد، ج ٢، ص ٨٠٣. معادشناسی، ج ٣، ص ١٦٨:
