ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
31و سلطهجویان ـ که با افکار پوچ و معتقدات جاهلیت توانسته بودند بر رقاب آنها سوار شوند و آنان را به استعباد و استثمار و استعمار بکشانند ـ نماند، متوسل به حربۀ تکفیر و تهدید و ارعاب و ضرب و اعدام شدند، و نفوس ضعیفه را جهت توسل به مطلوب و رسیدن به مقصود تحریک نمودند، و با حربۀ احساسات و توسل به عواطف و سنن و عادات ملّی و تقلید کورکورانه، آنان را در مقابل حضرت ابراهیم قرار دادند:
در این هنگام زُعَمای آنها به مردم گفتند: ابراهیم را در آتش افکنید، و خدایان خود را نصرت دهید و آنها را از عواقب وخیم ادله و حُجَجِ ابراهیم خلاص کنید؛ اگر جداً بر مرام خود استوار و پایدارید.1
اتجاه مسیر تعقل براساس رجوع به فطرت و ضمیر غیرمشوب
در این آیات شریفه خدای متعال با بیانی بسیار روشن، حرکت فطرت و اتّجاه مسیر تعقل را براساس متابعت از عقل در رجوع به فطرت و ضمیر خالص و دستنخورده و غیرمَشوب به سلیقهها و آراء منحطّۀ جاهلی معیّن فرموده است؛ و از طرف دیگر بوار و هلاکت را در مخالفت با عقل و فطرت در همان مرتبه از بینش و ادراک قضایای فطریّه و بداهت عقلیّه دانسته است.
و چگونه چنین نباشد درحالیکه خود جناب حضرتش خلقت انسان را در جمیع مراتب وجود، همراه و قرین با مرتبۀ عقل و فطرت قرار داده و آن را موجب وصول به فعلیّت تامّه پس از حصول استعدادات در نفس انسان دانسته است؟!
فطرت، مرتبۀ نازلۀ وجود اسماء و صفات کلیۀ الهیه
فطرت انسان که عبارت است از: مجموعهای از ارزشها و ملاکات حقیقت توحید که مرتبۀ نازلۀ وجود اسماء و صفات کلّیۀ الهیه است، انسان را بهسوی فعلیّتهای تامّه و کمالات مطلوبۀ انسان کامل دعوت مینماید؛ و او را از ورود در کثرات و شهوات و انانیّتها و ترکّز2 در مادیات برحذر میدارد؛ چراکه این مسئله او را از کلیّت بهدور و به جزئیّت و خودمحوریّت و استقلال سوق میدهد، و ازطرفی نزول انسان در این عالم خاکی و توجه به کثرات، او را از تذکر به مبدأ اصلی و موطن
- سوره انبیاء (٢١) ترجمۀ آیه ٦٨.
- ترکّز: ثابت شدن و استقرار یافتن. (محقق)
