ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
32حقیقی منصرف مینماید.
در اینجا خدای منّان از یکطرف با ایداع عقل فطری و قوۀ تشخیصِ حقایق از مَجازات، چراغِ فروزان رستگاری و فلاح را در وجود ما مشتعل و با ارسال رسل و انزال کتب، طریق تربیت و تکامل این ودیعۀ الهی را در قوانین تشریع، طیّ رسالت انبیاء عظام معیّن و مشخص فرمود. ولهذا میتوان گفت: قوانین تشریع دقیقاً باید در راستای حقایق تکوین قرار گرفته و از آن تخطی ننمایند.
تطابق احکام تشریعیه با حقایق تکوینیه و فطریه
مسئلۀ تشریع و احکام منزلۀ الهی برخلاف پندار متکلّمین، صرفاً براساس تعبّد و محض اعتباریّت مولویّه نیست؛ بلکه لحاظ تطابق این دو با هم قطعاً مدّ نظر شارع مقدس بوده است.
در آیۀ شریفه به این اصل مهم تصریح مینماید:
﴿فِطۡرَتَ ٱللَهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَا لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَهِ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ﴾.1
«خدای متعال فطرت و سرشت و شاکلۀ وجودی افراد را براساس فطرت و سرشت وجودی خویش بنا نهاد، و هیچ نوع تغییر و تحولی در خلقت خدا نمیباشد. یعنی جمیع افراد براساس فطرت توحید و حقایق نفسالأمریۀ توحید، خلق و سرشته شدند. بنابراین، دینی که میتواند متکفل امور فطری و جبلّیِ آدمی باشد، آن دین استوار و متقن و پابرجا خواهد بود.»
تفکر و اندیشه، اساس تعالیم الهیه
یکی از اساسیترین مسائل مطرح شده در قرآن کریم و روایات ائمۀ معصومین علیهم السّلام، بلکه اساس و لبّ تمام مسائل مطروحه، مسئلۀ تفکر و اندیشه در امور مختلفۀ حیات و مبدأومعاد و مبانی اصیل اسلام و معارف توحیدی میباشد.
مسئلۀ تعقّل و تفکر و امتیاز صلاح و فساد در همۀ امور زندگی بشر، آنچنان بدیهی و مبیّن است که نیاز به هیچگونه برهان و دلیلی بر لزوم و ضرورت آن احساس نمیشود، و میتوان گفت که اصولاً اساس زندگی بشر در همۀ ابعاد حیات براساس تعقل و تفکر بنا شده است.
- سوره روم (٣٠) آیه ٣٠.
