ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
48موضوع چیست و کیفیت آن چگونه است، این یک مسئلۀ دیگری است.
بناءًعلیٰهذا در صدد برآمدیم که ابتدائاً این بحث را مطرح کنیم؛ و ازآنجاکه این مسئله با بسیاری از جهات ارتباط پیدا میکند و فقط اختصاص به یک باب خاص نداشته، از طهارت تا دیات همۀ مواردِ منطبق با موضوع را استیعاب مینماید، لذا میتوان حتی این مسئله را بهعنوان یک قاعدهای فقهی نیز مطرح نمود.
البته جزواتی از متأخرین نیز در این زمینه نوشته شده است؛ مثلاً مرحوم آیةاللَه شیخ صادق سعیدی که در مشهد فوت کردند، یک جزوۀ مختصری دربارۀ ارتداد دارند که البته بیان ایشان همان بیان همگان است و مسئلۀ جدیدی نیست. همچنین در مقالات مختلفی که در مجلات علمی و حوزوی است نیز مطالبی وجود دارد.
تلمیذ: یک مسئلۀ جنبی که اخیراً مطرح و باعث مشکل شده، بحثِ «جامعۀ اسلامیِ سمحهوسهله» است. بعضی از افراد ـ مثل دکتر سروش ـ از این نظریه دفاع میکنند و باعث ترویج افکار باطل در جامعه میشوند.
شخصی میگفت: «در دفاع از اسلام، از همین باب که دین اسلام دین سمحهوسهله است، حتی با بسیاری از کفار و زنادقه بحث میشده است.»
او با این حربه حمله میکرد، بنده هم دفاع میکردم که: اینطور نیست که در جامعه هرکسی هر مطلبی را مطلقاً بتواند ابراز کند. آیا شما حاضرید در سفره، غذای سمی را نیز قرار دهید و به بچۀ خود بگویید: «خودت عقل داشته باش و هرچه خواستی بخور» یا فقط غذای طیّب و طاهر را سر سفره قرار میدهید؟!
حال سؤال این است که شخص چقدر میتواند در جامعه آزاد باشد؟ حتی آن کسی که براساس تقیّد قدم برمیدارد و عنادی هم ندارد، تا چه حد و اندازهای میتواند افکار خود را در اجتماع مطرح کند؟
استاد: میخواهیم راجعبه همین مباحث صحبت کنیم. بهطورکلی اگر طرح مسئلهای در جامعه موجب شود که افکار دچار تردید شوند، وظیفۀ حکومت اسلام این است که از طرح آن جلوگیری کند. اما اگر شخصی بدون عناد میخواهد افکار
