ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
49خود را در معرض قضاوت و فهم قرار دهد، نمیتوان او را از طرح افکارش جلوگیری نمود؛ حال هر فکری که داشته باشد.
تلمیذ: منظور طرح در سطح عموم است یا باید بهصورت مرحلهای وارد بحث شود؟ مثلاً به شخص بگویند: ابتدا با علماء بحث کنید و اگر قانع نشدید، میتوانید مطلب را در سطح عموم مطرح کنید.
حدود آزادی در بیان شبهات
استاد: بهطورکلی یکوقت قضیّه به اصل دین و کیان برمیگردد، یکوقت مسئله مربوط به فروعاتی است که دین را تهدید نمیکند. اگر قضیه به اصل دین برگردد، نمیتوان آزادی داد که شخص با همه بحث کند؛ بایستی آن مسئله را در یک سطح مختص به خود مطرح کند.
اما اگر مطلبی است که به اصل دین برنمیگردد، یک اظهار سلیقهای است در قبال اظهار سلیقهها، طرح و بحث کردن از آن اشکالی ندارد.
تلمیذ: الآن اینطور شده که انسان حتی در وسط خیابان هم با افرادی برخورد میکند که عین کلمات دکتر سروش را لفّاظی میکنند و موجب اضطراب افکار بسیط میشوند. چون ظاهر الفاظش خیلی زیباست و اشعار مولوی را با کلمات ظاهرپسند مثل نوار میگوید! ذهن چنین شخصی منحرف شده و خیلی کار میطلبد تا اصلاح شود.
در چنین شرایطی به گمان بنده حتی به آیۀ ﴿ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَهُ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾1 نمیتوان تمسک کرد. شاید مراد آیه آن باشد که اولاً باید همۀ مطالبِ ارائه شده صحیح و سالم باشند، و بعد بهترین آنها را شخص انتخاب کند، نهاینکه شخص مطلقاً آزادانه مخیّر به انتخاب صحیح یا سقیم باشد.
استاد: خیر، در مقام استماع، بالأخره شخص از ابتدا علم غیب ندارد که آیا
- سوره زمر (٣٩) آیه ١٨.
