ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
52هیچ معنایی نداشته باشد؛ گرچه میگویند که منظور ما این نیست و به مسائلی متمسّک میشوند.1
- دو حاشیۀ مرقوم بر کتاب هرمنوتیک،کتابوسنت که ذیلاً آمده است از تراوشات خامۀ مرحوم آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی ـ رضواناللَهعلیه ـ است که اخیراً در مکتبۀ شخصی ایشان یافت گردید:
هرمنوتیک،کتابوسنت، ص ٧:
در محافل علمی دینی ما هنوز این فکر رواج دارد که میتوان و یا حتی باید با ذهنی خالی از هرگونه پیشفهم و علاقه و انتظار به تفسیر کتاب و سنت پرداخت. طرفداران این فکر چنین کاری را نهتنها ممکن میدانند بلکه آن را واجب میشمرند و شرط حفظ خلوص معنا و مفاد کتاب و سنت میدانند. این فکر موجب شده است از پیشفهمها و پیشدانستهها و علائق و انتظارات ویژهای که فهم و افتاء هر مفسّر و فقیه را جهت میدهد، بهکلی غفلت شود و این گمان بر ذهنها مسلط شود که تفسیر و اجتهاد تنها بر مبناها و مباحث علم لغت و اصول استوار میگردد و دیگر دانشهای بشری در شکلگیری و محتوایابی آن فتواهای دینی نقشی بازی نمیکنند.
حاشیۀ مرقومه اول:
«مگر علم اصول و لغت چیزی جز راه وصول به معنی و مفاد حقایق وحیانی براساس قضایا و مرتکزات مفاهیم نوعیه و شخصیه که محقّق و معیّن ظهورات و نصوص در قالبهای کلام است میباشد؟ و مگر استنباط و استحصال بدون پیشفرض ممکن است؟»
هرمنوتیک،کتابوسنت، ص ١٤:
از سوی دیگر میتوان گفت غفلت گذشتگان از مبانی و پیشفرضهای «فهمیدن متون» و آنچه واقعاً در روند فهمیدن رخ میدهد، به این جهت بود که در گذشته افق تاریخی مؤلفان متون و مفسّران آنها با یکدیگر چندان متفاوت نبود؛ و چون تجربهها و زبانهای آنها مشترک بود، لازم نبود محتوایی از یک افق تاریخی در افق تاریخی دیگر ترجمه شود. همچنین میتوان گفت متفاوتشدن افقهای تاریخی پدیدآورندگان متون و مفسّران آنها چنان بهکندی انجام میشد که فاصله و شکاف تاریخی میان مؤلفان و مفسّران بهوضوح احساس نمیشد؛ در چنان وضعیتی، مفسّران هنگام رویارویی با متون مورد تفسیر چندان ابهامی احساس نمیکردند و آنچه متن در خود پنهان داشت با اندک توجهی خود را برای آنها آشکار میکرد. اما در قرون جدید پس از آنکه افق تاریخی جدیدی برای مغربزمینیان ←
- دو حاشیۀ مرقوم بر کتاب هرمنوتیک،کتابوسنت که ذیلاً آمده است از تراوشات خامۀ مرحوم آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی ـ رضواناللَهعلیه ـ است که اخیراً در مکتبۀ شخصی ایشان یافت گردید:
