اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

53
  • دو نقد و تعلیقه مؤلف بر کتاب هرمنوتیک،کتاب‌وسنت (ت)

  • 1

  • تلمیذ: شرایط، زمان و مکان، وحدت‌رویه می‌آورد. ممکن است کلمۀ «آب» الآن به یک معنایی باشد، ولی صد سال قبل یک معنای دیگر، و دویست سال قبل یک معنای دیگری داشته باشد.

  • استاد: این اشکالی ندارد، ولی صحبت در این است که اگر متکلمی در هزار سال پیش کلمۀ آب را به کار برد، آیا ما الآن باید معنای الآن آن را بفهمیم یا معنای هزار سال پیش را؟ این اشکال است. اینها می‌گویند اگر یک متکلمی در هزار سال پیش آمد گفت: «به من آب بدهید»، ما باید معنای الآن را بفهمیم و مثلاً به او چغندر بدهیم!

  • تلمیذ: این نیز منافاتی ندارد؛ مانند آن است که در هزار سال قبل کسی بگوید:

    1. ← گشوده شد، متون فلسفی، دینی و هنری قرون وسطیٰ و قبل از آن برای انسان‌های متعلق به این افق تاریخیِ جدید، پرابهام جلوه کردند و تفاوت افق تاریخی عصر جدید با عصر گذشته آشکار گردید. این وضع موجب شد دربارۀ تفسیر و فهمیدن متون گذشته بررسی‌ها و تأملات پیچیده و دقیقی انجام دهند و این بررسی‌ها موجب توجه کامل و مستقل به مسئلۀ تفسیر و فهمیدن متون به‌عنوان گونه‌ای از شناخت گردید. فهمیدن متعلق یک شناسایی مستقل قرار گرفت و معرفت‌شناسی آن به وجود آمد. در این بررسی‌ها مباحث مربوط به فهمیدن شکل گرفت و هرمنوتیک فلسفی آن‌گونه که امروز هست، به‌تدریج به وجود آمد. فهمیدن متن به تفسیر آن موقوف است. معنای هر متن یک واقعیت پنهان است که باید به‌وسیلۀ تفسیر برملا و آشکار شود. دلالت متن بر معنا در پرتو عمل تفسیر حاصل می‌شود.
      حاشیۀ مرقومه دوم:
      «باید اذعان نمود که مؤلف در اینجا دچار خبط بزرگی شده است و تغییر زمان مخاطبین را در تغییر فهم متون پیشین دخیل می‌داند. درحالی‌که تغییر زمان هیچ ارتباطی با فهم و مراد متکلم از کلام خویش ندارد، و مخاطب در هر زمان باید با توجه به شرایط و قرائن موجوده در زمان متکلم پی به منظور و مقصود او ببرد؛ و تغییر فرهنگ در مغرب‌زمین به خودشان مربوط می‌شود نه به فهم متکلم و مقصود او. بسیار اشتباه است که مخاطب و ناظر بر یک متن نظر خود را بر دوش متکلم بگذارد و بر او تحمیل کند. شاهد بر این مسئله اینکه: معنایی که ما از متونی مثل بوعلی و فارابی و مولانا متوجه می‌شویم، پس از گذشت هفتصد سال، همان است که افراد آن زمان می‌فهمیدند.»
/ 380