
رسالۀ عمرۀ مفرده
بحثی فقهی در عدم رجحان تکرار عمره مفرده
کتاب «عمره مفرده» اثر نفیس حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدسسره میباشد. در این کتاب با ذکر دلیل و تبیین شواهد، بیان میشود که تکرار عمره در یک ماه جایز نمیباشد. ولی مهمترین مطالب این کتاب حول محورِ «فقه صحیح و فقه غیر صحیح» است. اهم مطالب مندرج در این کتاب: • تفاوت چشمگیرِ نگرشِ فقهیِ «اهل عرفان و اولیای الهی» با نگرش فقهیِ «علمای اهل ظاهر» • فقیه باید مراقب باشد که سلیقۀ شخصی و پیشفرضها در فتوای وی دخالت نداشته باشد، و فضای محیط و اطرافیان در نحوۀ استنباط او تعیین کننده نباشد. • مجتهد باید روحش متصل به عالم توحید، و نفس او تهذیب شده و قلب او نورانی باشد که این مسئله در کیفیت شناخت احکام الهی بسیار مؤثر است. • وظیفۀ مجتهد این است که ملاک و فلسفۀ احکام را برای مکلف تبیین کند. • او باید بین احکام شخصی و احکام کلی، فرق گذاشته و احکام شخصی را به دیگر افراد سرایت ندهد. • مجتهد باید به عواقب روحیِ یک تکلیف توجه داشته و در بیانِ حکم، ظرفیت مخاطب را لحاظ کند؛ ممکن است بیان یک حکم، تأثیر سوئی در مخاطب ایجاد کند. • تربیتِ مکلف و هدایت او به سمت روحِ تکالیف، از وظایف مجتهد است. • برخی مستحبات مثل زیارت امام علیه السلام از واجبات مهمتراند اگر چه شارع به جهت مصالحی نمیتواند آن را واجب نماید. • نقد نظریه «اقلّ ثواباً» در عباداتی که مکروه شمرده شده است.
رسالۀ عمرۀ مفرده
112سوم سلام کردن به شخص در حمام. گرچه امروزه در تمام منازل حمام وجود دارد، اما سلام کردن در حمامهای عمومی ـ که هرکس در گوشهای به تنظیف خود مشغول است ـ و بهتبع مجبور کردن افراد به جوابگویی، معنا ندارد و شارع این ظرافتها را در نظر دارد.
تنقیح مناط در موارد کراهت سلام
اگر برای این سه موضوع (سلام بر خطیب، مصلی و مستحم) وحی هم نیامده باشد، عقل میگوید سلام به خطیب تمرکز او را از بین میبرد و پیوستگی مطلب و استقصاء آن بهنحو مطلوب انجام نمیشود و شنونده نیز دچار حواسپرتی میگردد. لذا شارع میگوید در چنین وضعی نهتنها سلام مورد رضایت من نیست، بلکه مبغوض و غلط است و برای عمل به مستحبات موقعیتهای زیاد دیگری وجود دارد که میتوان به آنها عمل نمود.1
حال اگر فرض کنیم که شخصی در خود فرو رفته و به نفس خویش مشغول است، یا ذکر و وردی میگوید که نباید توجهش را از دست بدهد، در اینگونه موارد نیز میتوان به تنقیح مناط گفت که سلام کراهت دارد؛ زیرا اگرچه ذکر با صلاة متفاوت است، اما همان ملاک در اینجا نیز وجود دارد و لذا در این شرایط
- یکی از دوستان پزشک دربارۀ یکی از اشخاص که کمی هم سمین است و بنده اسم او را نمیبرم، میگفت:
روزی ما را صدا زدند و گفتند: ”به سراغ فلان شخص برو که بیمار شده و از دلدرد داد میزند.“ با تجهیزات پزشکی رفتیم و علت را پرسیدیم؛ گفت: «دیشب ـ که شب جمعه بود ـ با خود گفتیم به استحباب خوردن بادمجان عمل کنیم!» به او گفتیم: «برای استحباب خوردن بادمجان، یک دانه هم کفایت میکرد! چرا شما بیشازاندازه خورشت بادمجان خوردهاید؟! بعد به او دارویی دادیم تا بهبود پیدا کند.
آخر تو که میخواهی زیاد بخوری، چرا به حساب استحباب میگذاری؟! مشکل در اینجاست که همۀ ما همینطور هستیم و فقط صورتمسئله متفاوت است.
- یکی از دوستان پزشک دربارۀ یکی از اشخاص که کمی هم سمین است و بنده اسم او را نمیبرم، میگفت:
