اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رسالۀ عمرۀ مفرده

بحثی فقهی در عدم رجحان تکرار عمره مفرده

30٬893
فقه واصول

کتاب «عمره مفرده» اثر نفیس حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس‌سره می‌باشد. در این کتاب با ذکر دلیل و تبیین شواهد، بیان می‌شود که تکرار عمره در یک ماه جایز نمی‌باشد. ولی مهمترین مطالب این کتاب حول محورِ «فقه صحیح و فقه غیر صحیح» است. اهم مطالب مندرج در این کتاب: • تفاوت چشمگیرِ نگرشِ فقهیِ «اهل عرفان و اولیای الهی» با نگرش فقهیِ «علمای اهل ظاهر» • فقیه باید مراقب باشد که سلیقۀ شخصی و پیش‌فرضها در فتوای وی دخالت نداشته باشد، و فضای محیط و اطرافیان در نحوۀ استنباط او تعیین کننده نباشد. • مجتهد باید روحش متصل به عالم توحید، و نفس او تهذیب شده و قلب او نورانی باشد که این مسئله در کیفیت شناخت احکام الهی بسیار مؤثر است. • وظیفۀ مجتهد این است که ملاک و فلسفۀ احکام را برای مکلف تبیین کند. • او باید بین احکام شخصی و احکام کلی، فرق گذاشته و احکام شخصی را به دیگر افراد سرایت ندهد. • مجتهد باید به عواقب روحیِ یک تکلیف توجه داشته و در بیانِ حکم، ظرفیت مخاطب را لحاظ کند؛ ممکن است بیان یک حکم، تأثیر سوئی در مخاطب ایجاد کند. • تربیتِ مکلف و هدایت او به سمت روحِ تکالیف، از وظایف مجتهد است. • برخی مستحبات مثل زیارت امام علیه السلام از واجبات مهمتر‌اند اگر چه شارع به جهت مصالحی نمی‌تواند آن را واجب نماید. • نقد نظریه «اقلّ ثواباً» در عباداتی که مکروه شمرده شده است.

سرای جاوید

رسالۀ عمرۀ مفرده

134
  • مسئلۀ ماهیات مطرح می‌گردد.

  •  بنابراین، انسان نمی‌تواند نسبت به هیچ شیئی بگوید که این شیء فقط وجودِ بحت و بسیط است، مگر آنکه از مراتب تصورات و صوَر و حتی از مراتب معانی و مرتبۀ اسماء1 عبور کند، تا بتواند آن حقیقتی را که دارای ماهیت نیست ادراک کند؛ چنین شخصی در واقع دیگر به حقیقت ذات رسیده و در مرتبۀ صقع وجودی، خود را ادراک کرده است.

  • کیفیت نفی خواطر در دستورات بزرگان

  •  دستوری که بزرگان راجع به نفی خواطر می‌دهند این است که انسان در مکانی خلوت و آرام بدون اینکه نوری به چشم بخورد و چیزی توجه او را به‌ خود منصرف کند، پانزده دقیقه بنشیند و از هر خطور ذهنی ممانعت نماید. اگر در این مقام که باید فقط جنبۀ نفی مدّنظر باشد، همۀ خطورات را به‌خوبی نفی کرد و حتی خداوند را در نظر نیاورد و از افعال، تصورات، موهومات، تفکرات و ملکات خویش هم عبور کرد، بالأخره در آخر می‌فهمد چیزی وجود دارد که آن «خودش» است؛ به‌عبارت‌ِدیگر در این حالت حقیقتی را ادراک می‌کند که دیگر کیف، لون، کم، وضع، متیٰ و جده ندارد و حقیقت خود را بدون رنگ و وزن و هیچ‌چیز دیگری درمی‌یابد.2

  •  

    1. مرتبۀ اسماء پروردگار نوعُ ماهیةٍ مِن الوجود* است؛ زیرا خود اسماء از حیث هویت خارجی و تأثیر بر یکدیگر تفاوت دارند. من‌باب‌مثال در إماته تبدل و در خلق ایجاد وجود دارد؛ قضیه قهاریت با غیر آن متفاوت است و امثال‌ذلک.
      * مقصود از نوع در اینجا همان مفهوم عامّ تنوّع و اختلاف و امتیاز است، نه ماهیّت متولده از جنس و فصل؛ زیرا اسماء کلیه بسائطی وجودیّه می‌باشند که ترکیب در ذات آنها محال است، ولکن هرکدام از آنها نحوه‌ای از وجودند که با نحوۀ دیگر متفاوت می باشند، و اگر این تفاوت نبود همۀ آنها دارای یک اثر و یک معلول خاص بودند.
    2. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون کیفیت نفی خواطر، رجوع شود به رسالۀ لبّ اللباب در سیر و سلوک اولی اللباب، ص ١٣٩؛ رسالۀ سیروسلوک منسوب به بحرالعلوم، ص ١٧٢.
/ 156