
رسالۀ عمرۀ مفرده
بحثی فقهی در عدم رجحان تکرار عمره مفرده
کتاب «عمره مفرده» اثر نفیس حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدسسره میباشد. در این کتاب با ذکر دلیل و تبیین شواهد، بیان میشود که تکرار عمره در یک ماه جایز نمیباشد. ولی مهمترین مطالب این کتاب حول محورِ «فقه صحیح و فقه غیر صحیح» است. اهم مطالب مندرج در این کتاب: • تفاوت چشمگیرِ نگرشِ فقهیِ «اهل عرفان و اولیای الهی» با نگرش فقهیِ «علمای اهل ظاهر» • فقیه باید مراقب باشد که سلیقۀ شخصی و پیشفرضها در فتوای وی دخالت نداشته باشد، و فضای محیط و اطرافیان در نحوۀ استنباط او تعیین کننده نباشد. • مجتهد باید روحش متصل به عالم توحید، و نفس او تهذیب شده و قلب او نورانی باشد که این مسئله در کیفیت شناخت احکام الهی بسیار مؤثر است. • وظیفۀ مجتهد این است که ملاک و فلسفۀ احکام را برای مکلف تبیین کند. • او باید بین احکام شخصی و احکام کلی، فرق گذاشته و احکام شخصی را به دیگر افراد سرایت ندهد. • مجتهد باید به عواقب روحیِ یک تکلیف توجه داشته و در بیانِ حکم، ظرفیت مخاطب را لحاظ کند؛ ممکن است بیان یک حکم، تأثیر سوئی در مخاطب ایجاد کند. • تربیتِ مکلف و هدایت او به سمت روحِ تکالیف، از وظایف مجتهد است. • برخی مستحبات مثل زیارت امام علیه السلام از واجبات مهمتراند اگر چه شارع به جهت مصالحی نمیتواند آن را واجب نماید. • نقد نظریه «اقلّ ثواباً» در عباداتی که مکروه شمرده شده است.
رسالۀ عمرۀ مفرده
56آسیّدمحسن، دیوان حافظ را هم با خودمان برداشتیم، میرویم آنجا!
این همان سفری بود که در زمستانی در زمان شاه، ظاهراً بهاتفاق والده و یکی از اخوان، با عدهای از دوستان همدان و طهران مشرّف شده بودند. آنها نقل میکردند که در اکثر مواقف مانند عرفات، مشعر، منیٰ، مکه و مدینه کتاب حافظ در دست ایشان بود!
چرا ما نباید اینها را بگوییم؟! چرا حجاج فقط باید مواظب باشند تا گوشۀ لباس احرامشان به زمین مالیده نشود؟! گفتن این مطالب، از وظایفی است که مجتهد بر عهده دارد؛ و فقط کسی که فقیه واقعی و شاگرد امام صادق علیه السّلام باشد میتواند این حقایق را روشن کند.1
داستان اصابت جذبهای از جذبات الهی در عرفات بر قلب جوان عاشق
مرحوم آقا شیخ محمد بهاری ـ رضوان الله علیه ـ نزدیک ظهر در صحرای عرفات صدای آواز بسیار عجیبی میشنود؛ از خیمهاش بیرون میآید و بهسمت آن صدا کشیده میشود. میبیند در کنار «جبلالرّحمة» جوانی نشسته است و اشعار حافظ را میخواند. وقتی ایشان نزدیک آن جوان رسید، او این بیت را خواند:
صبا بهلطف بگو آن غزال رعنا را *** که سر به کوه و بیابان تو دادهای ما را2 شیخ محمد بهاری متوجه شد این جوان دیگر نمیخواند؛ نزدیکتر رفت و دید صفا کرده و فوت کرده است.
بینش سطحی برخی از افراد از مناسک حج
درست در مقابل این دیدگاه و عملکرد نسبت به مناسک حج، یکی از آقایان
- جهت اطلاع بیشتر پیرامون دیدگاه اولیاء الهی نسبت به فریضۀ حج، رجوع شود به روح مجرد، ص ١٤١؛ اسرار ملکوت، ج ١، ص ١٥٣.
- دیوان حافظ، غزل ٩.
