
رساله طهارت انسان
بررسی فنی و فقهی طهارت ذاتی مطلق انسان
کتاب «رساله طهارت انسان» اثر نفیس حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره میباشد. در این کتاب با ذکر دلیل و بیان شواهد به اثبات رسیده که همه انسان ها اعم از مسلمان و کافر و اهل کتاب، طهارت ذاتیه دارند. نجاست مذکور در متون دینی مربوط به نجاست و کدورت باطنی است نه نجاست ظاهری. و آنچه در آیه کریمۀ { انما المشرکون نجس} ذکر شده صرفاً به جهت مسائل سیاسی و قذارتهای روحی و معنوی است و برای این مدعیٰ شواهدی کثیر، برخاسته از قرآن و روایات و تاریخ و سیره ائمه اطهار علیهم السلام، ذکر شده است. • اهم قرائن و شواهدی که بدان استناد شده: کثرت استعمال لفظ نجس در معنای نجاست باطنی در متون دینی، عدم ممانعت از ورود مشرکین به مسجد الحرام و مناظرۀ اهل بیت علیهمالسلام با ملحدین در این مکان مقدس، جواز همغذا شدن با مشرکین، جواز اطعام مشرکین به مسلمین، جواز بردهگرفتن از کفار و مشرکین و اهل کتاب، جواز دایه گرفتن اهل کتاب و مشرکین برای بچهشیرخوار؛ و سایر شواهد و قرائن. • مضاف بر این، مؤلف محترم به نقد و بررسی آراء و انظار علماء و فقهاء نیز پرداخته و مواضع خبط و خطای آنها را نیز متذکر شدهاند.
رساله طهارت انسان
125را حرام کرده است، دیگر کراهت داشتن چه معنا دارد؟!
پس معنای این عبارت میشود: من میبینم شما در معاملات و روابط خود با مجوس بسر میبرید، و اگر بخواهم بگویم این کار را ترک کنید، موجب عسر و حرج خواهد شد؛ و لذا شما را نهی از ارتباط و معاشرت نمیکنم! و این معنا قطعاً با کراهت، سازگار میباشد نه با حرمت؛ زیرا در صورت حرمت، امام میتواند مطلب را بهگونهای دیگر بیان کند و بفرماید: تناول از اطعمۀ مجوس و تماس با آنان حرام است، و آنان نجس میباشند مگر در صورت ضرورت! چنانچه در سایر مواردِ ضرورت نیز حکم به رفع آن داده شده است. بنابراین چگونه امام علیه السّلام با وجود علم به حرمت و نجاست ذاتیّه بهنحو مطلق و بدون هیچ قید و شرطی، یک امّت را در جهل و ضلالت و اقدام به حرام و معصیت و تناول نجس قرار میدهد؟! و بر فرض اینکه مقصود امام، تقیّه باشد باید بفرمایند: «من کراهت دارم از اینکه حرام کنم بر شما آنچه را خدای متعال حلال گردانیده است!» یعنی فقط در صورت ضرورت و تقیّه اشکالی ندارد؛ نه اینکه آنچه را که شما انجام میدهید. و بسیار جای تعجّب است که چطور این معنای بسیار واضح و متعارف عرفی را این عدّه متوجّه نشدهاند؟! و اعجب از این، اینکه با این روایت خواستهاند سایر روایات صریح در طهارت را نیز حمل بر تقیّه نمایند!
استدلال صاحب مصباح الفقیه در ترجیح بین اخبار طهارت و نجاست، و نقد آن
سپس ایشان در ادامه میفرمایند:
مع أنّه یَظهرُ بالتدبُّرِ فیما أسلَفناه فی مبحثِ نَجاسةِ الخمرِ، أنّ احتمالَ صدورِ الأخبارِ الدالّةِ علیٰ طهارتِها تقیّةً لیس بأقویٰ من احتمالِ کونِ ما دَلّ علیٰ نَجاستِها کذلک. فالإنصافُ أنّه لیس فی شیءٍ من أخبارِ الطّهارةِ ما یُشعِر بصدورِها تقیّةً، فضلًا عن أن یَدلَّ علیٰ ذلک دلالةً مُعتبرةً مُصحِّحةً لطرحِ هذه الأخبارِ الکثیرةِ؛ فلا یجوزُ رفعُ الیدِ عن مثل هذه الرّوایاتِ إلّا بدلیلٍ معتبَرٍ.
و الّذی یَقتضیهِ الجمعُ بینها و بین أخبارِ النَّجاسةِ، إنّما هو ارتکابُ التّأویلِ فی تلک الأخبارِ، فإنّ أخبارَ الطّهارةِ لو لم تکُن نَصًّا فلا أقلَّ من کونها أظهرَ دَلالةً من تلک الرّوایاتِ؛ مع ما أشَرنا إلیه من أنّ جملةً مِن هذه الرّوایاتِ تَصلُح أن تکونَ بمدلولِها اللَفظیِّ قَرینةً لصَرفِ تلک الرّوایاتِ عن ظاهرها،
