اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رساله طهارت انسان

بررسی فنی و فقهی طهارت ذاتی مطلق انسان

36٬962
فقه واصول

کتاب «رساله طهارت انسان» اثر نفیس حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره می‌باشد. در این کتاب با ذکر دلیل و بیان شواهد به اثبات رسیده که همه انسان ها اعم از مسلمان و کافر و اهل کتاب، طهارت ذاتیه دارند. نجاست مذکور در متون دینی مربوط به نجاست و کدورت باطنی است نه نجاست ظاهری. و آنچه در آیه کریمۀ { انما المشرکون نجس} ذکر شده صرفاً به جهت مسائل سیاسی و قذارت‌های روحی و معنوی است و برای این مدعیٰ شواهدی کثیر، برخاسته از قرآن و روایات و تاریخ و سیره ائمه اطهار علیهم السلام، ذکر شده است.  •  اهم قرائن و شواهدی که بدان استناد شده:   کثرت استعمال لفظ نجس در معنای نجاست باطنی در متون دینی، عدم ممانعت از ورود مشرکین به مسجد الحرام و مناظرۀ اهل بیت علیهم‌السلام با ملحدین در این مکان مقدس، جواز هم‌غذا شدن با مشرکین، جواز اطعام مشرکین به مسلمین، جواز برده‌گرفتن از کفار و مشرکین و اهل کتاب، جواز دایه گرفتن اهل کتاب و مشرکین برای بچه‌‌شیر‌خوار؛ و سایر شواهد و قرائن.  • مضاف بر این، مؤلف محترم به نقد و بررسی آراء و انظار علماء و فقهاء نیز پرداخته و مواضع خبط و خطای آنها را نیز متذکر شده‌اند.

سرای جاوید

رساله طهارت انسان

129
  •  در اینجا ایشان تصریح دارد که اخبار طهارت سنداً و دلالتاً قابل خدشه نمی‌باشد؛ و فقط اگر احتمالی در آن برود، از حیث جهت صدور می‌باشد. ایشان پس از بیان نسبتاً مفصّلی راجع به إعراض اصحاب و حمل اخبار طهارت را بر صورت تقیّه، اشکالاتی نیز بر این جهت وارد کرده‌اند. از جمله در مسئلۀ آثار وضعیّۀ طهارت و نجاست، که از جمله بطلان وضوء و صلاة در صورت تماس و مساوره با عین نجس است، و احتمال حکم به طهارت را در صورت ضرورت و وجود عسر و حرج تقویت نموده‌اند؛ ولی در عین حال، این احتمال را در بسیاری از موارد سؤال نمی‌توان مطرح نمود و فقط در بعضی از روایات می‌توان وارد ساخت. و علیٰ‌کلّ‌حالٍ در مورد احتمال تقیّه می‌فرمایند:

  • و کیف کان، فحَملُ الأخبارِ علَی التّقیّةِ لا یَخلو عن بُعدٍ؛ و علیٰ تقدیرِ قُربِ احتماله لا یَکفی ذلک فی الحملِ مع مخالَفتِه للأصلِ، ما لم یدُلَّ علیه دلیلٌ معتَبرٌ. و قد أشَرنا إلیٰ أنّ مجرّدَ الاعراضِ لا یَصلُح دلیلًا علیه؛ اللَهمّ إلّا أن یُدَّعیٰ إفادتُه للقطعِ بعدمِ کونِها مَسوقةً لبیانِ‌ الحکمِ الواقعیِّ، و عُهدَتُها علیٰ مُدَّعیها. فهی لا تَنهَضُ حُجّةً علیٰ مَن لم یَقطَع بذلک حتّیٰ یجوزَ له طَرحُ الأخبارِ المعتبرةِ؛ کما أنّ الشّهرةَ و نَقلَ الإجماعِ علَی الفَتوَیٰ بلِ الإجماعُ المحقَّقُ أیضًا کذلک، ما لم یُوجِبِ القطعَ بموافقةِ الإمامِ علیه السّلام.1

  •  

    1. مصباح الفقیه، ج ٧، ص ٢٥٧. ترجمه:
      «به‌هرحال، حمل اخبار بر تقیّه بعید به نظر می‌رسد؛ و حتّی بر فرض زیاد بودن احتمال آن نیز, چون مخالف با اصل (طهارت) است, بدون وجود دلیل معتبر نمی‌توان با صِرف احتمال، آنها را حمل بر تقیّه نمود. و پیش از این اشاره نمودیم که اعراض به‌تنهایی دلیل معتبری به حساب نمی‌آید؛ مگر اینکه ادّعا شود اعراض مشهور باعث یقین بر این مطلب می‌گردد که سیاق این روایات برای بیان حکم واقعی نبوده است، که اثباتش بر عهدۀ مدّعی است. و این دلیل برای کسی که قطع به آن ندارد، حجّت به حساب نمی‌آید تا بتواند به‌واسطۀ آن، اخبار معتبره را کنار بگذارد؛کما اینکه شهرت و نقل اجماع بر یک فتوا و حتّی اجماع محقَّق نیز تا وقتی که موجب قطع به موافقت امام علیه السّلام نباشد، هیچ‌کدام صلاحیّت برای چنین امری را ندارند.» (محقّق)
/ 0