اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج8

38٬810
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

سرای جاوید

امام شناسی ج8

139
  • محمّد، شما را از خلافت منع كردند؟! ابن عبّاس مى‌گوید: من ناپسند داشتم پاسخ او را بگویم؛ فلهذا بدین گونه جواب دادم كه: اگر من ندانم، أمیرمؤمنان عُمَر مرا آگاه مى‌كند!

  •  فَقَالَ عُمَرُ: کرِهُوا أن یجْمَعُوا لَکمُ النُّبُوَة وَ الْخِلافَة فَتَبَجَّحُوا عَلَى قَوْمِکمْ بَجَحاً بَجَحاً؛ فَاختَارَتْ قُرَیشُ لِأنفُسِهَا؛ فَأصَابَتْ وَ وُفِّقَتْ.

  •  «عُمَر گفت: قوم شما ناپسند داشتند كه: در خاندان شما نبوّت و خلافت با هم مجتمع آیند تا شما صاحبان خلافت، بر قوم خود فخریه و مباهات کنید؛ و بنابراین قریش خودش براى خود خلیفه تعیین کرد؛ و در این نظریه و تعیین، به هدف رسید و موفَّق آمد.»

  • پاسخ قاطع ابن عباس به عمر در عدم جمع بین نبوت و خلافت‌

  •  ابن عبّاس مى‌گوید: من گفتم: اى امیر مؤمنان! اگر در سخن گفتن به من اجازه مى‌دهى، و غَضَب و خَشْمَت را از من دور نگه مى‌دارى، من سخن گویم! عمر گفت: اى پسر عبّاس! سخن بگو. و من گفتم: امّا جواب گفتار تو اى امیر مؤمنان كه گفتى: قریش براى خود خلیفه اختیار كرد و موفّق شد و به هدف رسید، اینست كه:

  •  اگر قُرَیش براى خود اختیار مى‌كرد همان كسى را كه خداوند عزّوجلّ براى او اختیار كرده است، در این صورت كار درست و راستین در دست قریش بود، و هیچگاه این عمل مورد رَدّ و ایراد واقع نمى‌شد، و مورد حَسَد نیز قرار نمى‌گرفت.

  •  و امّا جواب اینكه گفتى: قریش ناپسند داشت كه نبوّت و خلافت هر دو از آنِ ما باشد، آنست كه: خداوند در قرآن مجید، گروهى را به این ناپسندى و ناخوشایندى توصیف مى‌كند، و مى‌گوید: ﴿ذَلِك بِأَنَّهُمْ كرِهُوا مَا أنزَلَ اللَهُ فَأَحْبَطَ أعْمَالَهُم﴾.1

  •  (آن دسته‌اى كه كافر شده‌اند پس مرگ و هلاكت بر آنها باد، و كردارشان گم و نابود) و این به جهت آنست كه ایشان ناپسند داشتند آنچه را كه خداوند بر آنها نازل كرده است؛ پس بنابراین همه اعمالشان را خداوند حبط و نابود

    1. آيه ٩، از سوره ٤٧: محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم، و آيه قبل اينست: ﴿وَ الَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ﴾.
/ 177