اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج8

38٬810
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

سرای جاوید

امام شناسی ج8

140
  • كرد.»

  •  عمر گفت: هَیهات! اى پسر عبّاس، سوگند به خدا از تو مطالبى و قضایائى براى من نقل شده است كه من ناپسند دارم پرده از روى آن بردارم.1 تا منزلت تو در نزد من ساقط شود! من گفتم: آنها چیست، اى أمیر مؤمنان؟! اگر حقّ است، سزاوار نیست كه منزلت مرا در نزد تو ساقط كند! و اگر باطل است، پس، همچو منى البتّه باطل را از خود دور مى‌گرداند.

  •  عمر گفت: به من چنین رسیده است كه تو مى‌گوئى: ایشان خلافت را از ما خاندان بنى هاشم از روى ظلم و حَسَد برگردانیدند! من گفتم: اى امیر مؤمنان! امَّا اینكه گفتى: از روى ظلم؛ این امرى است كه بر هیچكس أعمّ از جاهل و عاقل پوشیده نیست و واضح و آشكار است! و امّا اینكه گفتى: از روى حَسَد؛ به جهت اینست كه ابلیس به آدم حَسَد برد؛ و ما نیز فرزندان آدم هستیم كه مورد حَسَد قرار گرفتیم!

  •  عمر گفت: هیهات؛ سوگند به خدا كه در دل‌هاى شما اى بنى هاشم چیزى نیست جز حَسَدى كه تغییر نمى‌پذیرد، و جز كینه و غشّى كه زوال پیدا نمى‌كند! من گفتم: قدرى آرام باشد اى امیر مؤمنان؛ دل‌هاى قومى را كه خداوند هر گونه رجس و پلیدى را از آن زدوده است، و به مقام طهارت مطلقه رسانیده است به حَسَد و غِشّ و كینه توصیف مكن. زیرا كه دل رسول خدا صلّى اللَه علیه (و آله) سلّم از دل‌هاى بنى هاشم است!

  •  عمر گفت: دور شو از من اى پسر عبّاس! من گفتم: دور مى‌شوم، و همین كه خواستم برخیزم، از من شرم كرد و گفت: سر جاى خود بنشین اى پسر عبّاس! سوگند به خدا كه من مراعات كننده حقّ تو هستم، و دوستدار آنچه تو را خشنود كند!

    1. عبارت طبرى اين طور است: قَد کانتَ نبلغنى عنک أشياءِ کنت أکره أن أفُرَّک عنها. فَرّ، يَفُرُّ، فَراًّ و فَرَاراً و فِراراً و فُرَاراً، با فاء از باب مَدَّ يمُدُّ اگر با عَنْ استعمال شود معناى بحث کردن را مى‌دهد. و ممکن است از مادّه فَرَّک باشد و کاف آن ضمير مفعولى نباشد، و فرک به معناى ماليدن چيزى است به چيزى تا باطن آن ظاهر شود. و فَرَّک از باب تفعيل مبالغه در آن است. ولى ابن اثير با قاف ضبط کرده است: اقِرَّک، و أقَرَّ يقِرُّ، اقرَاراً از باب افعال چنانچه با باء استعمال شود به معناى اذعان و اعتراف است. اقّرک بِها يعنى کراهت دارم تو را درباره آن به اذعان و اعتراف وا دارم.
/ 177