اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج8

38٬810
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

سرای جاوید

امام شناسی ج8

146
  •  چون در آن مجلس در حضور رسول خدا سخنان غَلَط و از روى غیر رویه و تفكر، و نیز اختلاف زیاد شد، رسول خدا به ایشان گفت: برخیزید بروید! ایشان هم برخاستند و رفتند. ابن عبّاس در مدّت عُمَر خود پیوسته مى‌گفت: مصیبت عظیم، كه از همه مصائب اعظم بود، و تمام مصائب را در خود هضم مى‌كرد و ناچیز جلوه مى‌داد. آن بود كه بین رسول خدا، و بین نامه‌اى كه مى‌خواست براى شما بنویسد جدائى و فاصله افتاد.»

  •  و در بعضى از روایات آمده است كه عُمَر گفت: لا نَأتُوهُ بِشَى‌ءٍ ـ یا آنكه ـ إنَّ الرَّجُلَ لَیهجُرُ1 ـ او را به حال خودش گذارید، وِلَش كنید، چیزى براى او نبرید؛ این مَرْدَك هذیان مى‌گوید.

  •  و در روایتى از ابن عبّاس از جمله وارد است كه: فَقَالَ بَعْضُ مَن كانَ عِندَهُ:

    1. روايات گفتار عُمَر را که لا تأتوه بشئ فانّه قد غلبه الوجع. شيخ مفيد با سند متصّل خود در «أمالى» ص ٣٦ و ص ٣٧ آورده است. و در «بحار» ط کمپانى ج ٦، ص ٧٨٧ از «أمالى» نقل کرده است. و امّا گفتار عُمَر إنَّ الرَّجلَ لِيهْجُرَ را از روايت ابن عُمَر از غير کتاب حميدى در «جمع بين صحيحين» (مسند بخارى و مسند مسلم) و به لفظ ما شأنه هَجَر از کتاب حميدى، سيد ابن طاوس در «طرائف» آورده است بمسند بخارى و سند مسلم) و به لفظ ما شأنُهُ هجر. از کتاب حميدى. سيد ابن طاووس در «طرائف» آورده است. و مجلسى از او در ج ٨ «بحار» ص ٢٧٤ نقل مى‌کند. و اخبار اين باب را از کتب عامّه مجلسى در دو جا آورده است: أوّل در شرح حالات حضرت رسول و وصيت آن حضرت ج ٦ ص ٧٨٧. و دوّم در کتاب الفتن الواقعة بعد الرّسول در باب مثالب عُمَر در طعن اوّل ج ٨ ص ٢٧٣ و ص ٢٧٤، و سپس چند صفحه در اين موضوع شرح و بحث مى‌کند. و در ج ٦ گويد: خبر طلب رسول الله دوات و کتف را و منع عُمَر از درخواست. با اختلاف ألفاظ آن داراى تواتر معنوى است. بخارى و مسلم و غير اين دو نفر از محدّثان عامّه در کتب صحاح خود آورده‌اند. و بخارى در مواضعى از «صحيح» خود آورده است: از جمله در صفحه دوّم از ابتداى کتابش و گويد: و کفى بذلک لک کفراً و عناداً و کفى به لمن اتّخذه مع ذلک خليفة و اماماً جهلًا و ضلالًا. و در ج ٨ ص ٢٧٤ گويد: سيد رضى الدين ابن طاووس در کتاب «طرائف» گويد: از بزرگترين وقايع طرفه و شنيدنى که بر مسلمين وارد شده است آنست که: جميع مسلمين گواهند بر آنکه پيغمبرشان در وقت وفاتش اراده کرد که براى آنها مکتوبى بنويسد که بعد از آن هيچگاه به ضلالت نيفتند و عُمَر بن خطّاب سبب منع آن حضرت از اين مکتوب شد و سبب ضلالت هر کس که از امَّت پيغمبر به ضلالت افتد. و سب اختلاف آنها و ريخته شدن خون‌ها در ميان آنها، و سبب تلف اموال و سبب اختلاف در شريعت، و هلاکت هفتاد و دو فرقه از فرقه‌هاى اسلام، و سبب مخلّد شدن آن کسى از آنها که در آتش مخلّد مى‌شود. و با اين احوال مى‌بينم که‌اکثريّت از آنها پيروى از عُمَر بن خطّاب مى‌کنند در خلافت، با آنکه خودشان به اين کارهاى عُمَر شهادت مى‌دهند، و او را بزرگ مى‌شمارند، و کسى را که به عُمَر اشکال کند کافر مى‌شمارند.
/