اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج8

38٬810
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

سرای جاوید

امام شناسی ج8

148
  • شد، پیامبر فرمود: برخیزید و بروید؛ زیرا نزد پیغمبرى نباید هَیاهُو شود.1

  •  با توجّه به مطالب گذشته، و توجّه به اینكه آن كسانى كه در حال احتضار رسول خدا از درخواست آن حضرت جلوگیرى كردند و نگذاشتند آن مطلب را كه هیچ ضلالت با آن پیدا نمى‌شود، بنویسد و در مَرأى و مَنْظر عموم قرار دهد، همان كسانى بودند كه فرداى همان روز از خلافت انتخابى بهره‌مند شدند، بالاخصّ آنكه این انتخاب خلیفه را بدون اطّلاع على بن أبى‌طالب و یاران و همراهان و نزدیكانش از بنى هاشم نمودند، و آنان را در مقابل كار انجام شده قرار دادند؛ آیا مى‌توان شك نمود كه منظور و مقصود پیغمبر از نوشتن كاغذ غیر از خلافت و امامت أمیر مؤمنان چیز دیگرى بوده است؟

  •  آرى مقصود از اینكه این مرد هذیان مى‌گوید، و دردِ مرضْ بر او غلبه كرده است، در حقیقت این بوده است كه: ایجاد هیاهو و جنجال كنند، و پیامبر را از تصمیم خود منصرف نمایند؛ نه اینكه معناى واقعى و جدّى هذیان گفتن را از غلبه مرض منظور نظر داشته‌اند.

  •  زیرا اوّلًا علاوه بر آنكه در دوران عُمَر و نبوّت پیامبر اكرم كسى حتّى یك حرف بیجا از آن حضرت نشنیده، و تاریخ هم نقل نكرده است؛ بر اساس موازین دینى، هیچ مسلمانى نمى‌تواند به پیغبمر اكرم كه خداوند در قرآن كریم عصمت و مصونیت او را تضمین كرده است، نسبت بیهوده گوئى و یاوه سرائى بدهد.

  •  و ثانیاً اگر منظور از این كلام معناى جدّى آن بود، دیگر معنائى براى جمله بعدى: حَسْبُنَا كتابُ اللهِ؛ عِندَنا كتَابُ اللَه (كتاب خدا ما را بس است) نبود؛ و باید براى اثبات نابجا بودن گفتار رسول خدا به بیمارى و مرض او استدلال كرد، نه با اینكه با وجود قرآن: كتاب خدا نیازى به سخن پیغمبر نیست.

  •  و ثالثاً همین كتاب خدا، پیغمبر اكرم صلّى اللَه علیه و آله و سلّم را مفترض الطّاعة قرار داده، و گفتار او را گفتار خدا شمرده است، و به نصّ قرآن كریم مردم در برابر حكم خدا و رسول خدا هیچگونه اختیار و اراده‌اى ندارند. پس نفس حجّت بودن كتاب خدا

    1. «تاريخ طبرى» ج ٢، ص ٤٣٦. و «البداية و النّهاية»، ج ٥، ص ٢٢٧. و «الکامل فى التاريخ»، ج ٢، ص ٢١٧. و «شرح نهج البلاغه» ابن أبى الحديد، ج ١، ص ١٣٣ از طبع چهار جلدى.
/ 0