اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج8

38٬810
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

سرای جاوید

امام شناسی ج8

199
  • و بعد از حمد خدا و ثناى مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم گفت: یا مَعْشَرَ النَّاسِ! أقُولُ: اتَّقُوا اللهَ فى أهْلِ بَیتِ نَبِیکمْ فَلَا تَظْلِمُوهُمْ فَقَدْ سَمِعْتُمْ مَا أعَدّ اللهُ للِظَّالِمینَ [فَإنَّهُ کمَا قَالَ‌ ﴿إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ‌] ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها﴾، وَ قَالَ: ﴿إِنَّ الَّذِينَ‌ [يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‌ ظُلْماً إِنَّما] يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً﴾.

  •  (اى جماعت مردم! درباره أهل بیت پیغمبرتان تقواى خداى را پیشه سازید، و به آنها ستم مكنید! شما شنیدید كه خداوند براى ستمكاران چه چیزهائى را تهیه نموده است [آن چیزى را كه تهیه نموده است همانطور كه فرموده است: ما براى ستمكاران تهیه كرده‌ایم‌] آتشى را كه شعله‌ها و غبارها و دودهاى بلند و افروخته آن از هر جانب ایشان را در بر مى‌گیرد و إحاطه مى‌كند؛ و خداوند فرموده است: آن كسانى كه [أموال یتیمان را از روى ستم مى‌خورند، فقطّ] در شكم‌هاى خود آتش مى‌خورند؛ و البتّه به سَعیرِ دوزخ سوخته خواهند شد).

  •  چون سخن بدین موضع رسید، نوحه و غریو و گریه از أهل مسجد برخاست، و یكبار از مسجد بیرون آمدند. أبو بَكْر متحیرّ بر منبر بماند. أبو عبیده جرّاح با جماعتى بیامد و أبوبكر را به خانه برد؛ و تا سه روز فتنه و آشوب بود؛ روز سوّم‌ عُثمان بن عفَّان‌ با صد مرد و مُغیرة بن شُعْبَه‌ با صد مرد و مُعَاذ با صد مرد مُسَلّح مستعدّ قتالْ شمشیرها كشیده بیامدند.1

  •  مصنّف كتاب چون دعوى تاریخ دانى مى‌كند بایستى كه از این واقعه بى‌خبر نبودى. و با آن جمع أنبوه عمر خطّاب، دست أبوبكر گرفته به مسجد آورد، و تهدید كرد بر آن جماعت كه پریر آنهمه حجّت‌ها انگیخته بود [ند] تا دیگر باره خَالِد بنِ سَعید بن عاص برخاست و گفت‌: یا عُمَرُ! أفَبِأسْیافِکمْ تُهَدِّدُوُنَنَا؟ أمْ بِجَمْعِکمْ تُفَزِّعُونَنَا؟ وَ اللهِ لَوْلَا أنِّى أعْلَمُ أنَّ طَاعَة إمَامِى أوْجَبُ مِنْ جِهَاد عَدُوِّى إذَا لَضَرَبْتُکمْ بِسَیفِى هَذَا!

  •  (خالد بن سَعید بن عَاص گفت: إى عمر! آیا شما با شمشیرهاى خودتان ما را

    1. و طبق روايت وارده در «احتجاج» شيخ طبرسى، ج ١، ص ١٠٤، خالد بن وليد با هزار مرد آمد، و سالم مولى أبى حُذيفه با هزار مرد، و معاذ بن جبل با هزار مرد آمد، و پيوسته يک يک اضافه مى‌شد تا مجموعاً به چهار هزار نفر رسيد.
/