اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج10

39٬953
اعتقادات

جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت»   • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت»  • استضعاف امیرالمؤمنین علیه‌السلام همانند حضرت هارون علیه‌السلام  • پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه دربارۀ حدیث منزلت  • وزارت و خلافت علی‌ علیه‌السلام از روز اول دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلام‌الله‌علیها پس از رحلت پیامبر  • چرا سعد‌ابن‌ابی‌وقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیعت تخلّف ورزید؟  • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسول‌خدا  • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین  • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسول‌خدا  • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی علیه‌السلام در قرآن

سرای جاوید

امام شناسی ج10

177
  • مردم بر إمامی اتّفاق و اجتماع کنند.

  •  معاویه در او، و در عبد الله بن عُمَر، و محمّد بن مسلمه طمع کرد؛ و نامه‌ای به آنها نوشت و برای یاری خودش بجهت خونخواهی عثمان فرا خواند؛ و به آنها چنین وانمود کرد که کشندۀ عثمان و تنها گذارندۀ عثمان هر دو در جُرْم مساوی هستند؛ و آنها چون عثمان را یاری نکرده‌اند؛ حکم کشندۀ او را دارند؛ و کفّارۀ جرم آنها فقط به اینست که بر علیه علی بن أبی طالب برای نصرت او قیام کنند.

  •  معاویه با نَثْر و نَظْم این تهدید را برای آنها در طیّ نامه‌های متعدّدی نوشت که من از ذکر آنها خودداری کردم. و هر یک از این سه نفر نامه‌هائی به او نوشتند و گفتار او را رد کردند؛ و به او فهماندند که او أهلیّت آنچه را که می‌خواهد ندارد؛ و در جواب و پاسخی که سَعْد نوشته است این أبیات را گفته است:

  • أشعار تند و شدید سَعْد وقَّاص به معاویه‌

  • مُعَاوِیَ دَاؤُکَ الدَّاءُ الْعَیَاءُ***وَلَیْسَ لِمَا تَجِئُ بِهِ دَوَاءُ ١
  • أیَدْعُونی أبُوحَسَنٍ عَلِیٌّ***فَلَمْ أرْدُدْ عَلَیْهِ مَا یَشَاءُ ٢
  • وَ قُلْتُ لَهُ: أعْطِنِی سَیْفًا بَصِیرًا***تَمیزُ بِهِ الْعَدَاوَةُ وَ الْوَلاءُ ٣
  • فَإنَّ الشَّرَّ أصْغَرَهُ کَبِیرٌ***وَ إنَّ الظَّهْرَ تُثْقِلُهُ الدِّمَاءُ ٤
  • أتَطْمَعُ فِی الَّذِی أعْیَا عَلِیًّا***عَلَی مَا قَدْ طَمِعْتَ ‌بِهِ الْعَفَاءُ ٥
  • لَیَوْمٌ مِنْهُ خَیْرٌ مِنْکَ حَیًّا***وَ مَیْتًا أنْتَ لِلْمَرْءِ الْفِدَاءُ ٦
  • فَأمَّا أمْرُ عُثْمانٍ فَدَعْهُ***فَإنَّ الرَّأْیَ أذْهَبَهُ الْبَلاءُ٧1
  •  ١ـ ای معاویه درد تو دردی است که درمان پذیر نیست؛ و برای آنچه تو آورده‌ای داروئی نیست.

  •  ٢ـ آیا با وجودی که أبو الحسن علی بن أبی طالب مرا بخواند؛ و من خواستۀ او را بر نیاورم؛ و او را ردّ کنم.

  •  ٣ـ و به او بگویم: تو به من یک شمشیر بینائی بده؛ تا دشمنی را از دوستی و محبّت بشناسد، و تمیز دهد.

  •  ٤ـ زیرا که شرّ هر چه هم کوچک باشد بزرگ است؛ و خونهای ناحقّ پشت را

  •  

    1. «استیعاب» ج ٢، ص ٦٠٩ و ص ٦١٠.
/