
امام شناسی ج11
جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام»، «حدیث باب مدینةالعلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت میداند • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها» • نمونههای متعددی از قضاوتهای شگفتانگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیهالسلام • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایههای الهی • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی • گوشهای از جنایات وهابیها • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام را از روایات • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیهالسلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان
امام شناسی ج11
15أبداً از آنچه در راه خدا از آسیب به آنها رسید، سستى و تکاهل نورزیدند؛ و ضعف و کمنیروئى از خود نشان ندادند؛ و به ذلّت و زبونى و تسلیم در مقابل دشمن و بیمناکى از آنها سر فرود نیاوردند؛ و البتّه خداوند شکیبایان در راه خود را دوست دارد.
و نیّت قلبى و گفتار بر زبان آنها نبود، إلاّ اینکه بار پروردگار ما، بر روى خطایا و لغزشهاى ما پردۀ غفران بکش! و از زیادهروى و تجاوز و تندروى در أمر ما، ما را ببخشاى! و گامهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر این گروه کافر مظفّر و فیروز گردان!
و بنابراین استقامت و پایدارى، و بنابراین خواست و نیّت قلبى و دعاى واقعى، خداوند ظفر و پیروزى را در دنیا و پاداشِ نیکو و ثوابِ جمیل را در آخرت نصیب آنها کرد. و خداوند البتّه أهل خیر و صلاح و نیکى را دوست دارد.»
در این آیات مىبینیم که: پیامبران با حواریّون و مخلِصان از تربیتیافتگان در راه خدا، براى جهاد فى سبیل الله و پاک کردن صحنه را از عناصر فاسد و مُفْسد، به جهاد و قتال برمىخاستند؛ و أفراد سرکش و متعدّى را همچون زخم سرطان و سیاهزخم و شقاقلوص، از جامعۀ پاک و آئین توحید، جدا مىساختند؛ و زمینه را براى تربیت و تکامل بقیّۀ أفرادِ قابل و لایقِ صلاح، آماده مىساختند.
این آیه به خوبى نشان مىدهد که: جهاد در راه خدا منحصر به إسلام نیست؛ أنبیاى پیشین نیز مکلّف بدین تکلیف بودهاند؛ البتّه هر کدام به نوبۀ خود و در خور مقتضیات و إمکانات و شرائط زمان و مکان جهاد آنها متفاوت بوده است. و اصولاً دعوت پیامبر بدون تشکیل حکومت و مرکز تصمیمگیرى و قدرتْ معقول نیست. و این أمر به آسانى ممکن نیست؛ چون در هر زمان و مکان أفراد سودجو و شخصیّتطلب بودهاند؛ و طبعاً در مقابل آنها قیام مىنمودهاند؛ و بدون جهاد و مقاتلۀ در راه خدا، ممکن نبوده است که دعوت آنها پا بگیرد و به جائى برسد.
غایة الأمر فرمانده و رئیس این مقاتله باید پیامبر که عالم ربَّانىِّ اُمَّت است بوده باشد؛ و او باید مرکز دائرۀ این أمر باشد؛ او باید قطب آسیاى گردان این نهضت باشد؛ و اگر شخصى را هم به عنوان رئیس سپاه معیّن مىکند او باید معیّن
